• تخریب مجسمه بابه مزاری در بامیان و پل سوخته کابل می‌تواند در چارچوب مسائل سیاسی، اجتماعی و تاریخی افغانستان بررسی شود. این رویدادها نه تنها نشان‌دهنده بحران امنیتی و فرهنگی در کشور است، بلکه پرده از دست‌های پنهان و قدرت‌هایی برمی‌دارد که تلاش دارند هویت و مقاومت مردم افغانستان، به‌ویژه هزاره‌ها را سرکوب و حتی نابود کنند.

بستر تاریخی

بابه مزاری، یکی از رهبران برجسته هزاره‌ها، سمبل مقاومت و مبارزه علیه تبعیض‌های سیستماتیک قومی و ملیتی در افغانستان است. مجسمه رهبر شهید در بامیان، نمادی از هویت، اقتدار و افتخار هزاره‌ها بود و تخریب آن حمله‌ای مستقیم به تاریخ و فرهنگ این قوم به شمار می‌رود. در حالی که بامیان با مجسمه های بوداهای تاریخی‌اش به‌عنوان مرکز فرهنگی و تاریخی افغانستان شناخته می‌شود و عظمت و ابهت بوداهای بامیان نشانه و نمادی از قدامت و سابقه درخشان و شاهد گویای آن ملت و سرزمین است، تخریب این آثار نشان‌دهنده تهدید و زنگ خطر است که نه تنها از سوی گروه‌های افراطی بلکه از سوی جریان‌های مختلف سیاسی و حتی قومی نیز احساس می‌شود. گروه طالبان پس از به قدرت رسیدن بتاریخ 18 اگست 2021 میلادی و چند روز پس از تصرف بامیان، شب سه شنبه 27 اسد 1400 خورشیدی تندیس بابه مزاری را شبانه انفجار داده و آنرا تخریب کردند، ساکنین محل صدای انفجار را شنیده بودند اما از وضعیت دقیق آگاه نبودند سرانجام فردای آن شب مشخص شد که تندیس بابه که نماد مقاومت مردمی بود بر اثر انفجار تخریب و نابود گردیده است. هم چنان بتاریخ 17/4/1403خورشیدی، تندیس بابه مزاری را در پل سوخته کابل تخریب کردند بنا به گفته شاهدان، افراد طالبان شب شنبه با برمه و میخ تندیس بابه مزاری را تخریب کردند.

دست‌های پنهان

تخریب تندیس بابه مزاری در بامیان سال 1400 خورشیدی و تخریب تندیس بابه در پل سوخته کابل سال 1403خورشیدی که نشان و نمادهایی از هویت و مقاومت به شمار میرود، بدون شک نمی‌تواند تنها توسط گروه‌های کوچک و یا افراد عادی انجام شده باشد. این‌گونه حملات معمولاً برنامه‌ریزی شده و با حمایت‌هایی از سوی قدرت‌های پنهان بصورت برنامه ریزی شده در پایتخت کشور و قبل هزارستان انجام می‌شود. گروه‌های افراطی مانند طالبان و داعش، که به ترویج خشونت و نابودی و تخریب نماد ها و فرهنگ‌های متنوع مشهورند، تنها یکی از عوامل دخیل در این اقدامات هستند. با این حال، نمی‌توان نقش عناصر درون‌دولتی/امارتی و حتی برخی کشورها را که از بی‌ثباتی افغانستان سود می‌برند، نادیده گرفت. این دست‌ها ممکن است تلاش داشته باشند تا با ایجاد هرج و مرج و تفرقه در میان اقوام مختلف افغانستان، منافع خود را تأمین کنند.

پیامدهای اجتماعی

تخریب اینگونه نمادها تنها جنبه‌های فیزیکی ندارد؛ بلکه ضربه‌ای روانی و معنوی به جامعه هزاره‌ها و دیگر اقوامی است که از این آثار به‌عنوان بخشی از هویت خود یاد می‌کنند. در واقع، این نوع حملات تلاشی است برای از بین بردن حافظه تاریخی و هویت جمعی مردمی که در طول تاریخ بارها مورد ظلم و ستم و تبعیض سیستماتیک قرار گرفته‌اند.

تخریب‌ نماد ها و حمله بر داشته های ملی و فرهنگی از دیرباز در افغانستان به وسیله گروه های افراطی مرسوم بوده و در چنین شرایط شکننده که نماد ها و نشانه های ملی مردمی از هر طرف مورد هجوم وحشیانه و افراطی گرایانه قرار می گیرد، حفاظت از هویت فرهنگی و تاریخی اقوام ساکن در افغانستان به چالشی بزرگ تبدیل شده است. جامعه بین‌المللی و داخلی باید بیش از پیش به اهمیت حفظ این آثار توجه کنند و برای جلوگیری از تکرار چنین وقایعی، تدابیر لازم را بیندیشند. همچنین، باید از مردمی که این نمادها را به‌عنوان بخشی از هویت خود می‌بینند، حمایت جدی صورت گیرد.

در اخیر می توان چنین نتیجه گیری کرد که: تخریب مجسمه بابه مزاری در بامیان و پل سوخته کابل، نه تنها یک اقدام خرابکارانه بلکه یک حمله به تاریخ، فرهنگ و هویت مردم افغانستان است. دست‌های پنهانی که در پس این رویدادها قرار دارند، به دنبال ایجاد تفرقه و بی‌ثباتی در میان اقوام و مردم افغانستان هستند. در این میان، لازم است که جامعه جهانی و نیروهای داخلی به این مسئله مهم توجه جدی و بیشتری نشان دهند و برای حفظ و تقویت هویت فرهنگی و ملی افغانستان تلاش کنند.

بیان دیدگاه


آخرین نوشته‌ها