نامگذاری «بامیان کوچک» به عنوان طرحی نوین برای معرفی فرهنگ، تاریخ و گذشته غنی جامعه افغانستان، بهویژه هویت هزارهها، در شهر ملبورن استرالیا، توسط گروهی از فعالان فرهنگی آغاز شده است. این ابتکار در منطقهای شکل گرفته که بسیاری از کسبوکارهای جامعه هزاره در آن متمرکز هستند. با این حال، این اقدام با مخالفتهایی از سوی برخی افغانها مواجه شده است. منتقدان بر این باورند که چنین نامگذاریای ممکن است نماینده تمامی اقوام و فرهنگهای افغانستان نباشد و به جای تقویت وحدت، به ایجاد شکافهای اجتماعی دامن بزند.
در مقابل، حامیان این طرح معتقدند که «بامیان کوچک» نه تنها نمادی از هویت و تاریخ هزارههاست، بلکه میتواند تنوع فرهنگی افغانستان را در کشوری مانند استرالیا به نمایش بگذارد. آنها بر این باورند که چنین پروژههایی میتوانند به درک متقابل و همزیستی مسالمتآمیز میان جوامع مهاجر کمک کرده و گامی در جهت حفظ میراث فرهنگی افغانستان در خارج از مرزهای آن باشند.
بامیان؛ گوهر تاریخ و فرهنگ افغانستان
بامیان، شهری واقع در قلب افغانستان، گواهی زنده بر تاریخ چندوجهی و اهمیت فرهنگی این سرزمین است. این شهر بهدلیل مجسمههای عظیم بودا که در سال ۲۰۰۱ توسط طالبان تخریب شدند، شهرت جهانی یافته است. بامیان نه تنها نمادی از هنر و تمدن کهن است، بلکه به عنوان مرکز فرهنگی مردم هزاره نیز شناخته میشود. تاریخ پیچیده و درهمتنیده بامیان و هزارهها، بینشهای عمیقی از بافت فرهنگی و تاریخی افغانستان ارائه میدهد.

شهر بامیان در امتداد جاده ابریشم باستانی قرار داشت و در قرنهای چهارم تا هشتم میلادی به عنوان مرکز شکوفایی هنر و آموزش بودایی شناخته میشد. مشهورترین یادگارهای این دوران، دو مجسمه عظیم بودا بودند که در صخرههای ماسهسنگی دره بامیان تراشیده شده بودند. این مجسمهها نمونهای بینظیر از سبک هنری گاندهارا به شمار میرفتند که تلفیقی از تأثیرات یونانی-رومی و هندی را به نمایش میگذاشتند. این آثار نه تنها از نظر هنری ارزشمند بودند، بلکه نشاندهنده نقش تاریخی بامیان به عنوان مرکزی برای ادغام فرهنگها و ادیان مختلف نیز محسوب میشدند.
پیوندی ناگسست؛ هزارهها و بامیان
جامعه هزاره، که عمدتاً در ارتفاعات مرکزی افغانستان، معروف به هزارهجات، زندگی میکنند، دارای هویت فرهنگی و تاریخی متمایزی است. بامیان، به عنوان مرکز فرهنگی این مردم، اهمیتی عمیق برای هزارهها دارد. این دره، که میان رشتهکوههای هندوکش و کوه بابا قرار گرفته است، نه تنها یک مکان جغرافیایی، بلکه نمادی از مقاومت و پایداری هزارهها در طول تاریخ است. تخریب مجسمههای بودا در سال ۲۰۰۱ توسط طالبان، از دیدگاه هزارهها، تلاشی برای محو هویت و تاریخ آنان بود؛ اقدامی که بسیاری آن را نوعی نسلکشی فرهنگی میدانند.
مردم هزاره همواره با تبعیض سیستماتیک، آزار و خشونت مواجه بودهاند. به عنوان یک اقلیت شیعه در کشوری با اکثریت سنی، و با ویژگیهای قومی متمایز، آنها در طول تاریخ، بهویژه در دوران عبدالرحمان خان و حکومت طالبان، با نسلکشی و حاشیهنشینی مواجه شدهاند. کشتار هزاران هزاره و تخریب نشانههای فرهنگی آنان، مانند بوداهای بامیان، نمونههایی از تلاشهای سازمانیافته برای محو میراث و هویت این جامعه است.

دکتر علی کریمی در مورد تخریب مجسمههای بودا میگوید:
«دلیل اصلی تاراج موزه کابل و تخریب آثار باستانی این است که ما با این آثار احساس ارتباط نمیکنیم. طالبان و حاکمان پیش از آنها، از احمدشاه ابدالی به اینسو، همواره با فرهنگ بلخ، هرات، بامیان و خراسان بیگانه بودهاند. تغییر نامهای اماکن ترکستان از فارسی به پشتو و جعل روایتهای تاریخی توسط ناسیونالیستها، بخشی از تلاشی است که میخواهد سلطه پشتونها را بر افغانستان، تاریخی چندهزارساله جلوه دهد. در حالیکه تاریخ روشن است؛ پشتونها از قرن شانزدهم از شمال هند به این منطقه آمدند و به دلیل ضعف دولتهای مغولی و صفوی، موفق به تصرف بخشهایی از جنوب افغانستان شدند. امروز به جای حفظ و رونق دادن به تاریخ فارسی، ترکی، بودایی و زرتشتی افغانستان، تلاش میکنند آن را یا نابود کنند یا پشتونیزه سازند.»
با این حساب؛ مخالفت با بامیان و تاریخ هزارهها بخشی از نگاه ناسیونالیستی و انحرافی است که با فرهنگ بلخ، هرات، بامیان و خراسان ابراز بیگانگی و حتی دشمنی دارد. این نگاه، همان سیاستی است که در طول تاریخ افغانستان تلاش کرده است تا فرهنگها و هویتهای گوناگون افغانستان را سرکوب یا تغییر دهد. حالا مخالفت با «بامیان کوچک» در ملبورن نیز بخشی از همان بیگانگی و نگاهی دشمنانه است.
«بامیان کوچک» نه تنها یک نامگذاری جغرافیایی، بلکه نمادی از هویت، مقاومت و تنوع فرهنگی افغانستان است. این طرح میتواند فرصتی برای معرفی تاریخ غنی و چندفرهنگی افغانستان به جهانیان باشد و به درک متقابل و همزیستی مسالمتآمیز میان جوامع مهاجر کمک کند. در جهانی که تنوع فرهنگی به عنوان یک ارزش شناخته میشود، حفظ و معرفی چنین میراثهایی نه تنها ضروری، بلکه افتخاری برای تمامی مردم از جامعه افغانستانی ست.
منابع:
«هزارهها در افغانستان.» گروه بینالمللی حقوق اقلیتها. دسترسی در ۱۷ فبروری ۲۰۲۵.
«طالبان به میراث بودایی حمله میکنند.» سیاست فارن پالیسی، ۷ جون ۲۰۲۲.
«یادبود ۲۰ سالگی تخریب دو بودای بامیان.» یونسکو، ۹ مارس ۲۰۲۱.
«نسلکشی هزارهها و تبعیض سیستماتیک در افغانستان.» کنفرانس رهبری در مورد حقوق مدنی و بشر، ۱ اکتبر ۲۰۲۰.
«افغانستان: هزارهها چه کسانی هستند؟» الجزیره، ۲۷ جون ۲۰۱۶.
«در بامیان، طالبان روی طناب باریکی راه میروند.» مجله نیو لاینز، آگوست ۲۰۲۱.
«بوداهای بامیان، فرهنگ چه کسی؟» دانشگاه هاروارد. دسترسی در فبروری ۲۰۲۵.
«قتلعام فرهنگی بامیان و تخریب تاریخ، گفتوگوی اسد بودا با دکتر علی کریمی.» روزنامه اطلاعات روز. دسترسی، فبروری ۲۰۲۵.

بیان دیدگاه