گرامیداشت روز زن؛ از واقعیت تا شعار
همهساله در بسیاری از نقاط جهان از «روز جهانی زن» گرامیداشت به عمل میآید؛ روزی که قرار است نمادی از برابری، عدالت و کرامت انسانی برای زنان باشد. اما در افغانستان، این روز بیش از آنکه یادآور دستاوردها باشد، آیینهای از رنجها و محرومیتهاست. سالهاست که زنان این سرزمین در زنجیر تبعیض، تعصب، تحجر و فرهنگ مردسالارانه زندگی میکنند و از ابتداییترین حقوق انسانی خود از جمله آزادی، برابری جنسیتی، آموزش و حق کار محروماند. آنان در فضایی آکنده از سرکوب و ابهام نسبت به آینده، در شرایطی نفس میکشند که حتی ابتداییترین حقوق انسانی نیز برایشان تضمین نشده است.

امروز دختران و زنانی بیشمار در گوشههای خانه به نوعی زندان خاموش گرفتارند. دخترانی که روزگاری رؤیای رفتن به دانشگاه و ساختن آیندهای روشن را در سر داشتند، اکنون با حسرت به فردا مینگرند و از خود میپرسند سرنوشتشان به کجا خواهد انجامید. رؤیاهایی که زمانی بزرگ و دستیافتنی به نظر میرسید، اکنون در سایه محدودیتها رنگ باخته و به خاطرهای تلخ بدل شده است.
در بیرون از مرزهای افغانستان و در جوامع مهاجر نیز، گاهی گرامیداشت این روز بیشتر رنگ نمادین و نمایشی به خود میگیرد. برخی انجمنها و کمونیتیها مراسمی برگزار میکنند که در ظاهر برای بزرگداشت زنان است، اما در عمل گاه خودِ زنان از آن بیخبر میمانند. در فضای مجازی، تصاویر میزهای آراسته و جمعهای شاد منتشر میشود؛ مردانی خوشپوش که برای یادگاری عکس میگیرند و از مراسم «گرامیداشت زنان» سخن میگویند، در حالی که حضور و نقش واقعی زنان در چنین برنامههایی چندان پررنگ نیست. اگر هم زنانی حضور داشته باشند، اغلب معدود و بیشتر از ملیتهای دیگرند؛ حضوری که بیشتر برای کامل کردن ظاهر مراسم به نظر میرسد تا مشارکتی واقعی.
شاید این سخنان برای برخی خوشایند نباشد، اما واقعیت تلخی است که سالها در بخشی از جامعه ما تکرار شده است. در بسیاری از این برنامهها، مردان با لباسهای رسمی و چهرههای آراسته تلاش میکنند در صفهای نخست دیده شوند و در قاب دوربین جای بگیرند؛ گویی اصلِ مراسم نه پاسداشت حقوق زنان، بلکه دیدهشدن در عکسهای یادگاری است. کافی است نگاهی به تصاویر و ویدیوهای منتشرشده از چنین مراسمی بیندازیم تا به این تناقض پی ببریم.
این چرخه معیوب نوعی دموکراسی ناقص را بازتولید میکند؛ دموکراسیای که آزادی را برای «دیگری» میخواهد اما در عمل حاضر نیست همان آزادی را در خانه و جامعه خود بپذیرد. معلوم نیست این دور باطل تا چه زمانی ادامه خواهد یافت. شاید سالها طول بکشد تا این نگاههای کهنه و رفتارهای دوگانه جای خود را به درک واقعی از برابری بدهد.
البته در میان همه اینها، آدم هایی نیز هستند که بهدنبال دیدهشدن نیستند؛ کسانی که بیهیاهو در گوشهای از جمع مینشینند، کنار خانواده خود، و ترجیح میدهند بهجای نمایش، شنونده و همراه باشند. حضور آرام آنان نشان میدهد که هنوز میتوان به تغییر امیدوار بود.
در حقیقت، معنای واقعی بزرگداشت روز زن زمانی تحقق مییابد که زن بودن جرم یا محدودیت نباشد؛ زمانی که دختران بتوانند آزادانه درس بخوانند، زنان حق کار و مشارکت اجتماعی داشته باشند و بدون ترس از قضاوت یا سرکوب در جامعه حضور یابند. روز واقعی زن زمانی است که زنان بتوانند آزادانه سفر کنند، بیندیشند و نظرشان را بیان کنند.
روز واقعی زن، روزیست که فرخنده ها حق ابراز نظر داشته باشند و بجرم آزادی بیان و ابراز نظر سرکوب و سنگسار نگردند و دیگر به سرنوشت فرخنده دچار نشوند.
روز واقعی زن زمانیست که شکریه تبسم ها قربانی نفرت و تبعیض نشوند و بتوانند با امنیت و آرامش در مسیر زمدگی گام برداشته و آزادانه سفر کنند و از مسیر سفر نهایت لذت را ببرند و به جرم زن بودن، هزاره بودن سلاخی و گلویش بریده نشوند.
روز واقعی زن روزی است که هزاران دختر محروم از آموزش دوباره به کلاسهای درس بازگردند و رؤیاهای نیمهتمام خود را از نو بسازند؛ روزی که زنان با اعتمادبهنفس، دوشادوش مردان و در کنار همسران و خانوادههایشان در تمام عرصههای اجتماعی حضور فعال داشته باشند.
به امید روزی که زن بودن نه جرم، بلکه مایه افتخار و غرور باشد.
روز جهانی زن مبارک باد…!

بیان دیدگاه