نخستین سالگرد درگذشت استاد محمدیونس طغیان ساکایی، به همت فرزندان او و با همکاری انجمن فرهنگی دای، در مرکز گرنویل در غرب سیدنی برگزار شد. این محفل، که با رونمایی از کتاب «حدیث رستم» همراه بود، در دو بخش اصلیِ سخنرانیهای حضوری و پخش سخنان ازپیشضبطشده، به گرامیداشت یاد و کارنامهٔ او اختصاص داشت.

گردانندگی برنامه را نجمه ساکایی، دختر استاد ساکایی، بر عهده داشت. او در آغاز، با اشاره به گذشت یک سال و یک هفته از درگذشت پدرش، گفت برخی انسانها با رفتن از میان ما، از حافظه و زندگی ما حذف نمیشوند و حضورشان در خاطرهها و آثارشان ادامه مییابد. پس از سخنان آغازین، قاری عبدالقادر علیزاده آیاتی از قرآن کریم را تلاوت کرد.
در بخش سخنرانیهای حضوری، محمد رها ضمن خوشآمدگویی به مهمانان، بهاختصار دربارهٔ شخصیت استاد ساکایی، کتاب «حدیث رستم» و جایگاه رستم در شاهنامه صحبت کرد. سپس استاد علی امیری به بررسی این اثر و جنبههایی از شخصیت علمی و فرهنگی نویسندهٔ آن پرداخت.
سیاوش ساکایی، فرزند استاد ساکایی، نیز در سخنان خود دربارهٔ پدرش، از اختصاص زمینی برای ساخت مکتب در اندراب خبر داد. در پیوند با این اقدام، قراردادی برای ساخت مکتب میان او و خادم فیاض، فعال اجتماعی، به امضا رسید.
بخش دوم محفل به پخش سخنان ازپیشضبطشده اختصاص داشت. در این بخش، سخنان دکتر قیوم ارائه شد؛ مسکین کاوی، عضو شورای هزارههای اهل سنت، دربارهٔ استاد ساکایی و نقش او در ایجاد این شورا سخن گفت و انجنیر زاهد ساکایی، از همکاران استاد، ضمن بیان سخنانی دربارهٔ او، شعری را که به مناسبت درگذشتش سروده شده بود، به خوانش گرفت.
محفل با دعای شیخ نصرالله سرابی به پایان رسید. رونمایی از «حدیث رستم» در این برنامه، یادبود استاد ساکایی را با بازخوانی میراث مکتوب او پیوند داد؛ اثری که در ادامه، به موضوع، ساختار و زمینهٔ نگارش آن میپردازیم.
«حدیث رستم»؛ جستوجوی سیمای یک پهلوان در اسطوره، تاریخ و ادبیات
کتاب «شاهنامه، خود هیچ نیست، مگر حدیث رستم»، نوشتهٔ محمدیونس طغیان ساکایی، به شناخت رستم و بازتاب چهرهٔ او در روایتهای حماسی، متون تاریخی و آثار ادبی میپردازد. این اثر، دومین کتاب از سلسلهٔ انتشارات «هفت خوان» است که با ویرایش محمدصادق دهقان، از سوی نشر کافه شصت و انتشارات تاک، در سال ۱۴۰۵ خورشیدی، برابر با ۲۰۲۶ میلادی، در سویدن منتشر شده است.

طغیان ساکایی در دیباچه توضیح میدهد که اندیشهٔ نوشتن دربارهٔ رستم و دودمان او، سالها ذهنش را مشغول داشته است. او برای تدوین این کتاب، افزون بر مراجعه به پژوهشهای شاهنامهشناسان، نام و نقش رستم را در تاریخها، فرهنگنامهها و دیوان شاعران دنبال کرده است. بخشی از مواد کتاب نیز حاصل جستوجوی دانشجویان او در دانشگاه کابل است؛ دانشجویانی که در سمستر خزانی سال ۱۳۹۷، به پیشنهاد استادشان، نام رستم را در دیوانهای شاعران فارسیزبان جستوجو کردند. عنوان کتاب نیز، به تصریح نویسنده، از سخن مؤلف «تاریخ سیستان» گرفته شده است: «شاهنامه، خود، هیچ نیست، مگر حدیث رستم».
فصلهای آغازین کتاب به خاستگاه رستم، زمان زندگیِ منسوب به او در روایتها و شباهتها و تفاوتهایش با دیگر پهلوانان اختصاص دارد. مقایسهٔ رستم و افراسیاب و بررسی همانندیهای رستم با برخی پهلوانان افسانهای چین باستان، بخشی از این نگاه تطبیقی است. نویسنده همچنین موضوعاتی چون نام و نسب رستم، فرّ، نیرنگ، باور دینی و روایتهای مرگ او را در ساختار پژوهش خود جای داده است؛ موضوعاتی که بررسی این شخصیت را از شرح جنگها و پیروزیهایش فراتر میبرد.
یکی از محورهای بحث در فصل نخست، نسبت رستم با سکاها و بازتاب آداب و باورهای منسوب به آنان در شاهنامه است. نویسنده با نقل دیدگاههای پژوهشگران و آوردن شواهد شعری، ویژگیهایی مانند علاقه به زر و زیور، بزم و خوشگذرانی، باورهای دینی، افسونگری و آیین خاکسپاری را با روایتهای مربوط به رستم و خاندان او مقایسه میکند. برای نمونه، در بحث آیین دفن، روایت خاکسپاری رستم و رخش را در کنار گزارشهای مربوط به گورهای سکایی قرار میدهد. این بخش، دیدگاهها و استدلالهای مطرحشده دربارهٔ زمینههای فرهنگی روایت رستم را پیش میکشد.
فصل پنجم، با عنوان «رستم در شاهنامه»، به رویدادهای زندگی حماسی این پهلوان اختصاص یافته است؛ از زادن رستم و برگزیدن رخش تا آوردن کیقباد، گذشتن از هفتخوان و حضور در داستانهای سهراب، سیاوش و بیژن و منیژه. رویارویی رستم و اسفندیار و سرانجام مرگ رستم نیز در همین فصل جای دارد. این ترتیب، خواننده را با مسیر زندگی روایی پهلوان، از آغاز تا فرجام، همراه میکند.
دامنهٔ کتاب به شاهنامه محدود نمیماند. بخشی از آن به گزارشهای تاریخنگاران و آثاری چون تاریخ طبری، تاریخ سیستان، زینالاخبار و طبقات ناصری اختصاص دارد و بخشی دیگر، حضور رستم را در حماسههایی مانند شهریارنامه، برزونامه و جهانگیرنامه دنبال میکند. پرداختن به رستم در فرهنگنامهها نیز از دیگر موضوعات کتاب است. چنین ساختاری، روایت فردوسی را در کنار مجموعهای از گزارشها و بازتابهای ادبی و تاریخی قرار میدهد.
در فصلهای پایانی، دیدگاههای شماری از شاهنامهپژوهان، از جمله مهرداد بهار، شاهرخ مسکوب، مصطفی رحیمی، محمدعلی اسلامی ندوشن و عبدالحسین زرینکوب، مطرح میشود و فصل نهم به حضور رستم در شعر شاعران اختصاص دارد. دو پیوست دربارهٔ «داستان سغدی رستم» و «رستم در رسالهٔ عقل سرخ سهروردی» نیز این گستره را تکمیل میکند. از این منظر، «حدیث رستم» تلاشی برای گردآوردن روایتها و خوانشهای گوناگون از شخصیتی است که موضوع حماسه، تاریخنگاری، پژوهش و شعر بوده است.
در کنار این مباحث، دیباچه وجهی شخصی نیز دارد: نویسنده از دشواری آمادهکردن کتاب سخن میگوید و آن را به همسرش تقدیم میکند. متن پشت جلد نیز میان روایت کهن و روزگار کنونی پیوند میزند؛ آنجا که از چشمانتظاری برای آمدن «رستمی» سخن میگوید که گرهی از حال و روز مردم بگشاید. به این ترتیب، معرفی کتاب تنها با یادآوری یک پهلوان کهن پایان نمییابد، بلکه پرسش از معنای حضور او در زندگی و تخیل امروز را نیز پیش روی خواننده میگذارد.











