مراسم یادبود قربانیان نسلکشی هزارهها، شام شنبه ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶، با حضور شماری از اعضای جامعه هزاره، پژوهشگران، فعالان اجتماعی و مهمانان سیاسی در دانشگاه غرب سیدنی برگزار شد.
این برنامه به میزبانی شماری از نهادهای اجتماعی جامعه هزاره در سیدنی برگزار شده بود و مجموعهای از کارگاههای تبادل نظر، سخنرانی، شعر، موسیقی و یک میز گفتوگوی تخصصی را در بر میگرفت.
محور اصلی برنامه، یادآوری کشتارها و سرکوب تاریخی هزارهها، بررسی تداوم آزار و خشونت علیه آنان، حفظ حافظه جمعی و بحث درباره راههای مستندسازی و بهرسمیتشناسی نسلکشی هزارهها بود.
بخش نخست برنامه به کارگاه بحث و تبادل نظر درباره نسلکشی اختصاص داشت. این کارگاه به دو زبان فارسی و انگلیسی برگزار شد و شرکتکنندگان در آن درباره ابعاد تاریخی، اجتماعی و سیاسی کشتار هزارهها، مفهوم نسلکشی، اهمیت حافظه جمعی و چگونگی انتقال این حافظه به نسلهای آینده گفتوگو کردند.

در این بخش، شرکتکنندگان دیدگاهها و تجربههای خود را شریک نموده و موضوع نسلکشی نه فقط به عنوان یک واقعه متعلق به گذشته، بلکه در ارتباط با تجربه معاصر هزارهها مورد بحث قرار گرفت.
بخش رسمی مراسم با گردانندگی رضا ناصری و زحل رضایی آغاز شد. در ابتدای برنامه، رضا ناصری با ادای احترام به بومیان استرالیا و صاحبان سنتی سرزمینی که برنامه در آن برگزار میشد، از تاریخ رنج، سلب مالکیت و خشونت علیه مردمان بومی این کشور یاد کرد.

او سپس به قربانیان کشتارهای تاریخی هزارهها ادای احترام کرد و در مقدمه خود، از سرکوب هزارهها در دوره امیر عبدالرحمان خان تا حملات و خشونتهای معاصر علیه این جامعه سخن گفت.
موضوع بهرسمیتشناسی نسلکشی هزارهها نیز یکی از نکاتی بود که در سخنان آغازین مورد تأکید قرار گرفت.
زحل رضایی نیز به زبان انگلیسی درباره چارچوب و بخشهای مختلف مراسم توضیح داد و پس از آن، حاضران با یک دقیقه سکوت، یاد قربانیان را گرامی داشتند.

در ادامه، قاری علیزاده آیاتی از قرآن کریم را تلاوت کرد.
جمشید میرزایی، معاون گروه صبا، به نمایندگی از نهادهای برگزارکننده سخنان آغازین مراسم را ایراد کرد.او با اشاره به سرکوب هزارهها در دوران امیر عبدالرحمان خان گفت که در آن دوره، کارزاری گسترده علیه هزارهها به راه افتاد، جوامع آنان نابود شد، هزاران نفر کشته شدند و بخش گستردهای از زمینهای اجدادی آنان مصادره شد.
میرزایی گفت:
«یک کارزار بیرحمانه به راه افتاد و جهاد علیه هزارهها اعلام شد. جوامع نابود شدند. مردم قتلعام شدند و زمینهای نیاکانمان مصادره شد. مردان، زنان و کودکان به بردگی گرفته شدند. و در نتیجه، ۶۲ درصد از جمعیت هزارهها در آن دوره از بین رفتند.»
او در ادامه سخنان خود بر بقای جامعه هزاره در برابر کشتار، بردگی، آزار و کوچ اجباری تأکید کرد و گفت: «اما بگذارید این را با صراحت بگویم: آنها در نابود کردن ما موفق نشدند. ما زنده ماندیم. ما از قتلعامها جان سالم به در بردیم. ما بردگی را پشت سر گذاشتیم. و از آزار و کوچ اجباری جان به در بردیم.»
میرزایی افزود که هزارهها در طول نسلها چیزی را حفظ کردهاند که قدرتهای سیاسی و نظامی نتوانستهاند از آنان بگیرند: «در تمام این مسیر، چیزی را با خود حمل کردیم که هیچ ارتشی نمیتوانست آن را از ما بگیرد: زبانمان، امیدمان، فرهنگمان و حافظهمان. نسل پشت نسل، مردم ما این میراث را حفظ کردند و امروز، ایستادن ما در اینجا ثابت میکند که داستان هزارهها هرگز پایان نیافته است.»

آنتونی دآدام، عضو شورای قانونگذاری پارلمان نیوساوتولز از حزب کارگر، از دیگر سخنرانان این مراسم بود.
او نیز سخنان خود را با ادای احترام به مردمان بومی استرالیا و اشاره به رنج و بیعدالتی تاریخی واردشده بر آنان آغاز کرد و سپس به تاریخ خشونت و کشتار هزارهها پرداخت.
دآدام گفت که یادبود قربانیان تاریخی هزارهها نباید از تجربههای معاصر این جامعه جدا دانسته شود.
او گفت: «امروز گرد هم آمدهایم تا یاد و خاطره کسانی را که بیش از صد سال پیش جان خود را از دست دادند گرامی بداریم. اما میدانیم که تجربه مردم هزاره، تجربهای از نسلکشی و آزار مداوم است. باید نهتنها کسانی را که در گذشته کشته شدند، بلکه کسانی را که در سالهای اخیر جان باختهاند و کسانی را که همچنان بهخاطر هویتشان تحت آزار قرار میگیرند، به یاد داشته باشیم.»

او همچنین به مفهوم بقا و تابآوری جامعه هزاره اشاره کرد و افزود: «وقتی نسلکشی را بهرسمیت میشناسیم، تراژدی و آسیب را میپذیریم؛ اما در کنار آن، داستانی از بقا را نیز به رسمیت میشناسیم. جامعه هزاره، چه در این کشور و چه در دیگر نقاط جهان، نمونه روشن این بقاست. پایبندی آنان به حفظ هویت، فرهنگ، میراث و زبان، نشانههای قدرتمندی از تابآوری است.»
دآدام گفت که محکومکردن نسلکشی با اصول بنیادین حقوق بشر، از جمله حق برخورداری از هویت و فرهنگ، پیوند دارد.
او ادامه داد: «وقتی نسلکشی رخ داده باشد، مسیر آشتی و اقدام معنادار باید با حقیقت آغاز شود؛ با پذیرش واقعیت آنچه در گذشته اتفاق افتاده و روبهرو شدن با آن. از این رو، بسیار بجاست که امروز گرد هم آمدهایم تا درباره نسلکشی تأمل کنیم.»
یکی دیگر از نکات برجسته سخنان او، تأکید بر این بود که بهرسمیتشناختن رنج یک جامعه نباید در تقابل با رنج جوامع دیگر قرار داده شود.
او گفت: «میخواهم روشن کنم که بهرسمیت شناختن یک نسلکشی بازی حاصلجمع صفر نیست. پذیرش رنج یک ملت، از رنج ملت دیگر نمیکاهد. بهرسمیت شناختن نسلکشی اقدامی تفرقهافکنانه نیست؛ بلکه صرفاً پذیرش صادقانه خطاهای گذشته و تلاشی برای هدایت بشریت به سوی صلح است.»
سخنران بعدی برنامه دکتر حسین رضایت بود.

او سخنان خود را با مقدمهای به زبان انگلیسی آغاز کرد و سپس به فارسی و هزارگی، روند مقاومت هزارهها، شکست نظامی آنان و کشتارهای گستردهای را که در جریان لشکرکشیهای امیر عبدالرحمان خان به هزارهجات رخ داد، بررسی کرد.
یکی از محورهای مهم سخنان رضایت، نقش برخی از رهبران و خوانین هزاره در همکاری با حکومت عبدالرحمان بود.
او در این زمینه از محمدحسین خان هزاره و میرمحمد ایلخان نام برد و توضیح داد که در جریان لشکرکشی علیه هزارهجات، شماری از چهرههای محلی نیز در کنار نیروهای حکومت مرکزی قرار گرفتند.
رضایت با طرح این موضوع، تلاش کرد تصویری پیچیدهتر از ساختار قدرت و مناسبات داخلی آن دوره ارائه کند و نشان دهد که سرکوب هزارهها تنها به تقابل ساده میان حکومت مرکزی و جامعه هزاره محدود نمیشد.
موضوع دیگری که او به آن پرداخت، محاصره اقتصادی هزارهجات و نقش بریتانیای وقت و حکومت هند بریتانیایی در معادلات سیاسی و نظامی افغانستان در دوره عبدالرحمان بود.
او این عوامل را بخشی از زمینهای دانست که به تضعیف مقاومت هزارهها و تحکیم قدرت حکومت عبدالرحمان کمک کرد.
شعر «خیابانهای کابل شرمسار بردگیهایت»
در بخش ادبی برنامه، راحله سردار قطعه شعری از هادی میران با عنوان «خیابانهای کابل شرمسار بردگیهایت» را برای حاضران خواند.
خوانش این شعر، بخش دیگری از روایت برنامه درباره رنج تاریخی، سرکوب، مقاومت و حافظه هزارهها را از زبان ادبیات و شعر بازتاب داد.

از دیگر سخنرانان برنامه، دکتر عارف سحر بود که برای شرکت در این مراسم به سیدنی سفر کرده بود.
عارف سحر دارای دکترای اقتصاد سیاسی توسعه و مداخله بینالمللی از دانشگاه کالج لندن (UCL) در بریتانیا و پژوهشگر حوزه امنیت بینالمللی و تروریسم در دانشگاه شفیلد هالام است.
او در بخشی از سخنان خود بر اهمیت برگزاری مراسمهای یادبود و نقش حافظه تاریخی در شناخت وضعیت کنونی تأکید کرد.
سحر گفت:
«به یاد آوردن تاریخ — یا به یاد آوردن تاریخ خودمان — ضروری است. این کار به ما کمک میکند دقیقاً بفهمیم چه بر ما گذشته است. فهم تاریخمان به ما کمک میکند دریابیم چگونه باید به این شرایط دشوار واکنش نشان دهیم و چگونه باید به پیش برویم.»
او در ادامه، بر ضرورت عبور از یادآوری صرف و حرکت به سوی پژوهش، مستندسازی و حفظ شواهد تأکید کرد.
سحر گفت:
«ما باید درک کنیم که چه میخواهیم انجام دهیم و بدون حافظه جمعی چه باید بکنیم. اگر از زبان نسلکشی استفاده میکنیم، باید میان “بهرسمیتشناسی اخلاقی” و “حمایت از منازعه یا آمیختن مفاهیم متفاوت” تمایز قائل شویم.»

او افزود:
«مسئولیت ما تنها یادآوری آنچه رخ داده نیست؛ بلکه ثبت آن، پژوهش درباره آن و حفظ شواهدی است که تاریخ ما را قابل فهم میکند و امکان انتقال آن را فراهم میسازد.»
این بخش از سخنان او، بهویژه بر ضرورت ایجاد یک بنیان حرفهای و مستند برای روایت تاریخی هزارهها تمرکز داشت؛ بنیانی که بتواند هم در فضای دانشگاهی و هم در مسیر تلاشهای حقوقی و بینالمللی برای بهرسمیتشناسی نسلکشی مورد استفاده قرار گیرد.
در بخش هنری برنامه، عباس نشاط دو قطعه موسیقی اجرا کرد.
موسیقی نیز در کنار شعر، یکی از بخشهایی بود که فضای رسمی و تاریخی مراسم را با عناصر فرهنگی و هنری جامعه هزاره پیوند میداد.

یکی از مهمترین بخشهای برنامه، میز گفتوگویی با حضور دکتر فرخنده، دکتر حسین رضایت و دکتر عارف سحر بود که رضا ناصری گردانندگی آن را برعهده داشت.
این گفتوگو نزدیک به یک ساعت ادامه یافت و طی آن موضوعات متعددی درباره روایت نسلکشی، حافظه تاریخی، بهرسمیتشناسی، نقش زنان، جایگاه نهادهای اجتماعی و مسئولیت چهرههای مذهبی و فرهنگی جامعه هزاره مطرح شد.
با توجه به گستردگی بحث، پرداختن به تمام جزئیات این میز گفتوگو در این گزارش ممکن نیست؛ با این حال چند موضوع در آن برجستگی بیشتری داشت.

دکتر فرخنده در بخشی از بحث خود به کمرنگبودن یا غیبت تجربه و رنج زنان هزاره در گفتمان مربوط به «هزاره جنوساید» اشاره کرد.
او تأکید کرد که تجربه زنان از سرکوب و خشونت، چندلایه بوده است و نمیتوان روایت نسلکشی هزارهها را تنها به کشتهشدن مردان در میدان جنگ یا قتلعامهای جمعی محدود کرد.
در این نگاه، زنان علاوه بر تحمل خشونت مستقیم، با پیامدهایی چون از دستدادن اعضای خانواده، بردگی، کوچ اجباری، فقر، محرومیت اجتماعی و انتقال رنج میان نسلها نیز روبهرو بودهاند.
او بر ضرورت برجستهکردن این تجربه در پژوهشها، مستندسازیها و روایتهای تاریخی آینده تأکید کرد.
دکتر عارف سحر در بخش دیگری از میز گفتوگو به موضوع بهرسمیتشناسی نسلکشی هزارهها پرداخت.
او تأکید کرد که حرکت در این مسیر نیازمند رویکردی تخصصی، سازمانیافته و حرفهای است.
به باور او، اگر جامعه هزاره خواهان آن است که رنج تاریخی و کشتارهای صورتگرفته علیه این جامعه در سطح گستردهتر و رسمی مورد پذیرش قرار گیرد، فعالیتهای پراکنده و عمدتاً داوطلبانه بهتنهایی کافی نیست.
او بر ضرورت سرمایهگذاری مالی و سازمانی، استفاده از پژوهشگران، حقوقدانان، مورخان، کارشناسان نسلکشی و افرادی که تجربه عملی در روندهای حقوقی و بینالمللی دارند، تأکید کرد.
این دیدگاه بر این نکته استوار بود که بهرسمیتشناسی رسمی یک پرونده تاریخی پیچیده، نیازمند شواهد مستند، پژوهشهای علمی، آرشیو منظم، زبان حقوقی دقیق و یک راهبرد بلندمدت است.
حسین رضایت نیز در بخشی از میز گفتوگو، به جایگاه روحانیون در جامعه هزاره پرداخت.
او گفت روحانیون، با توجه به نفوذ اجتماعی و ارتباط گستردهای که با بخشهای مختلف جامعه دارند، میتوانند در افزایش آگاهی تاریخی و اجتماعی نقش مهمتری ایفا کنند.
به گفته او، جایگاه مذهبی و اجتماعی روحانیون میتواند زمینهای برای انتقال آگاهی درباره تاریخ، حقوق اجتماعی و مسائل کلان جامعه باشد و این ظرفیت نباید نادیده گرفته شود.
پایان برنامه
مراسم یادبود نسلکشی هزارهها پس از چند ساعت برنامه، سخنرانی، شعر، موسیقی و گفتوگو، با سخنان گلافروز محمدی به پایان رسید.

برگزاری این برنامه در دانشگاه وسترن سیدنی، افزون بر جنبه یادبود، فضایی برای بازخوانی بخشی از تاریخ هزارهها و گفتوگو درباره مسیر آینده ایجاد کرد.
از مجموع سخنرانیها و بحثهای مطرحشده در این مراسم، چند محور بهگونه مداوم تکرار شد: حفظ حافظه تاریخی، مستندسازی شواهد، انتقال روایت به نسلهای آینده، توجه به تجربه زنان، پژوهش علمی درباره کشتارها، و حرکت حرفهای و سازمانیافته برای بهرسمیتشناسی نسلکشی هزارهها.
در عین حال، بخش قابل توجهی از سخنرانان بر این نکته تأکید کردند که روایت هزارهها تنها روایت قربانیشدن نیست؛ بلکه روایت بقا، حفظ زبان و فرهنگ، مقاومت در برابر حذف و انتقال حافظه از نسلی به نسل دیگر نیز هست.
به همین دلیل، مراسم شام شنبه در وسترن سیدنی، در کنار بزرگداشت قربانیان، به فضایی برای طرح یک پرسش مهم نیز تبدیل شد: چگونه میتوان حافظه تاریخی هزارهها را از سطح یادبود و روایت شفاهی، به یک پروژه مستند، پژوهشی و حقوقی ماندگار تبدیل کرد؟








