مکثی بر اجرای زهرا الهام در سیدنی

به مناسبت روز فرهنگ هزاره در سیدنی، دو برنامه‌ی فرهنگی درخور شأن این شهر برگزار شد؛ برنامه‌هایی که از نظر کیفیت اجرا، حضور هنرمندان و استقبال مخاطبان، تجربه‌ای کم‌نظیر را رقم زدند. در هر دو برنامه، زهرا الهام نیز به‌عنوان یکی از هنرمندان روی صحنه رفت؛ حضوری که بی‌تردید می‌توان آن را نقطه‌ی اوج این اجراها دانست. جا دارد از برگزارکنندگان این دو رویداد قدردانی شود که چنین بستری را برای هنرمندان و جامعه فراهم کردند.

با این حال، واکنش‌ها به اجرای زهرا الهام یکدست نبود. از همان زمان انتشار پوستر برنامه‌ها در شبکه‌های اجتماعی، موجی از واکنش‌ها شکل گرفت؛ از حذف تصویر او در برخی گروه‌ها (سیدنی گروپ) گرفته تا حجم قابل توجهی از توهین، تحقیر و حملات لفظی در زیر ویدیوهای اجرای او. حتی در سطح نهادی نیز نوعی احتیاط قابل مشاهده بود؛ از جمله عدم انتشار گسترده تصاویر و ویدیوهای اجرای او از سوی برگزارکنندگان، که به‌نظر می‌رسد تحت تأثیر فشارهای اجتماعی و واکنش‌های منفی صورت گرفته است. در کنار این موارد، برخی نقدها نیز با ادعای «فنی» مطرح شدند که به کیفیت صدا، سبک اجرا و محتوای ترانه‌ها می‌پرداختند.


برای تحلیل این واکنش‌ها، باید میان دو سطح تفکیک قائل شد. نخست، واکنش‌هایی که ریشه در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی دارند؛ و دوم، نقدهایی که به تفاوت‌های زیبایی‌شناختی در موسیقی بازمی‌گردند.
در سطح نخست، نمی‌توان نقش ساختارهای مسلط فرهنگی را نادیده گرفت. در بخشی از جامعه، هنوز نگرش‌های مذهبی سخت‌گیرانه، مردسالارانه و گاه زن‌ستیزانه حاکم است؛ نگرش‌هایی که حضور فعال و پررنگ یک زن بر صحنه را برنمی‌تابند. در چنین چارچوبی، حتی خلق لحظاتی از شادی و هیجان نیز می‌تواند به‌عنوان «تهدید» تلقی شود. بنابراین، واکنش‌های تند و توهین‌آمیز را باید نه صرفاً به‌عنوان نظر فردی، بلکه به‌مثابه بازتاب یک ساختار فکری گسترده‌تر فهمید.


اما در سطح دوم، یعنی نقدهای به‌ظاهر فنی، مسئله پیچیده‌تر است. اجراهای زهرا الهام در چارچوب موسیقی پاپ قرار می‌گیرد؛ سبکی که منطق زیبایی‌شناختی آن با موسیقی سنتی منطقه تفاوت بنیادین دارد. در سنت موسیقی شبه‌قاره هند، از افغانستان و پاکستان گرفته تا هند و حتی بخش‌هایی از ایران؛ موسیقی عمدتاً ملودی‌محور، تأملی و مبتنی بر ظرافت‌های صوتی است. سازهایی چون هارمونیه، رباب، دوتار، دمبوره، کمانچه و سنتور، بستری ایجاد می‌کنند که در آن کنترل نفس، تحریرهای پیچیده و حرکت در فواصل ریز (microtones) اهمیت اساسی دارد. در این سنت، شنونده نیز باید گوش تربیت‌شده‌ای داشته باشد تا بتواند این ظرافت‌ها را درک کند؛ از همین‌رو، ارزش موسیقی در «عمق شنیداری» و «پیچیدگی ادراکی» تعریف می‌شود. وقتی داوود سرخوش می‌گوید «موسیقی شنیدنی است، نه دیدنی»، به چنین منطق زیبایی‌شناختی اشاره دارد.
در مقابل، موسیقی پاپ ریتم، تکرار و ارتباط فوری دارد. این موسیقی برای درگیر کردن بدن و ایجاد مشارکت جمعی طراحی شده است، نه صرفاً تأمل فردی. ساختارهای ساده‌تر، کورس‌های تکرارشونده و تنظیم‌های دیجیتال، همگی در خدمت «دسترس‌پذیری» بیشتر قرار دارند. اما همین ویژگی‌ها، از منظر مخاطبی که به سنت ملودیک عادت دارد، ممکن است به‌صورت «سطحی بودن» یا «سادگی بیش از حد» تعبیر شود. اینجا مسئله باعث می‌شود بسیاری موسیقی پاپ را سطحی بپندارد.
بر این اساس، انتظار از اجرای زهرا الهام باید در چارچوب کارکرد آن سنجیده شود. خلق انرژی، هیجان و پیوند جمعی. در این زمینه، زهرا الهام در هر دو برنامه عملکرد بسیار موفقی داشت. او توانست مخاطب را با خود همراه کند، شور بیافریند و فضایی بسازد که برای جامعه‌ای با تجربه‌ی طولانی سرکوب شادی، اهمیتی دوچندان دارد. چنین ظرفیتی، صرفاً یک ویژگی هنری نیست، بلکه نوعی سرمایه‌ی اجتماعی محسوب می‌شود. سرمایه‌ی که در وجود هر هنرمند نیست.

نکته‌ی قابل توجه دیگر، انتخاب لباس‌های او در این اجراها بود. زهرا الهام با پوشیدن لباس‌های سنتی هزارگی، به‌نوعی بازنمایی فرهنگی نیز دست زد. اعلام اینکه یکی از این لباس‌ها از «کابل بوتیک» تهیه شده، نشان‌دهنده‌ی پیوند میان هنر، بازار و هویت فرهنگی است. هنرمندانی که مخاطب گسترده دارند، می‌توانند نقش مهمی در عمومی‌سازی و تقویت برندهای فرهنگی ایفا کنند. این موضوع به‌ویژه در شرایطی اهمیت دارد که لباس هزارگی، تحت تأثیر فرهنگ‌های غالب، از جمله سبک‌های ایرانی و عربی در فضای استرالیا تا حدی به حاشیه رانده شده است.
در کنار این‌ها، آمادگی بدنی و حضور صحنه‌ای (performance presence) زهرا الهام نیز قابل توجه بود. در شرایطی که سبک زندگی در استرالیا با مصرف بالای غذاهای پرچرب و کم‌تحرکی حفظ تناسب اندام را دشوار می‌کند، این موضوع نشان‌دهنده‌ی نوعی انضباط فردی است که در کیفیت اجرا نیز تأثیر مستقیم دارد.
با همه‌ی این‌ها، اگر بخواهیم نگاهی آینده‌نگر داشته باشیم، می‌توان گفت که سرمایه‌گذاری بیشتر بر آموزش، به‌ویژه در حوزه‌ی تکنیک‌های آوازی و دانش موسیقی می‌تواند مسیر رشد هنری او را هموارتر کند. استعداد و توانایی صحنه‌ای او قابل انکار نیست؛ آنچه می‌تواند این ظرفیت را به سطحی بالاتر برساند، تعمیق مهارت‌های فنی است. حیف است که چنین استعداد بیشتر رشد نکند.

Unknown's avatar

کیهان فرهمند

در یکی ازدهکده‌های دور دست مالستان به دنیا آمده‌ام، در حال حاضر در سیدنی، استرالیا سکونت دارم. تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی در رشته ارتباطات و سینما در دانشگاه تکنولوژی سیدنی گذراند‌ام. علاقه‌مند خاص به نوشتن و عکاسی دارم و این دو فعالیت را راهی برای بیان خود و ارتباط با دیگران می‌بینم.

مطالب مرتبط

پاسخی بگذارید

بیشتر از دِهمزنگ کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب