گروه طالبان با استدلال، منطق و گفتوگو به قدرت نرسیده است که بتوان با همان ابزارها آن را متوقف کرد. ایدئولوژی افراطگرایانه و قرائت تندروانه از مذهب، مهمترین ابزار طالبان برای اعمال قدرت و پیشبرد اهداف سیاسی آن بوده است.

دستور تخلیه شهرک «امید سبز» را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد. این تنها یک منازعه بر سر زمین یا یک تصمیم اداری نیست؛ بلکه در ادامه روندی قرار میگیرد که بسیاری آن را تلاشی برای تغییر بافت جمعیتی و حذف تدریجی جوامع غیرپشتون از مناطق مختلف افغانستان میدانند. اگر این روند مهار نشود، نگرانی آن است که دامنه آن به هزارهجات و همچنین بخشهای گستردهای از شمال و غرب کشور نیز گسترش یابد.
طالبان صرفاً برای اداره یک حکومت به قدرت نرسیدهاند؛ رفتار و عملکرد آنان این نگرانی را تقویت کرده است که در پی تثبیت یک نظم سیاسی مبتنی بر حذف و سلطه انحصاری هستند. در برابر چنین وضعیتی، مخالفان طالبان بر این باورند که مقابله با این گروه نیازمند هماهنگی، سازماندهی و آمادگی همهجانبه است. هرگونه مقاومت مؤثر، مستلزم برنامهریزی، اراده سیاسی، حمایت مردمی، پشتیبانی مالی و تلاشهای دیپلماتیک است. بدون چنین آمادگیای، مقابله با تهدیدهای موجود دشوار خواهد بود.
تحولات اخیر نشان میدهد که بحران افغانستان وارد مرحلهای حساس شده است و تصمیمها و اقدامات امروز، میتواند سرنوشت سالهای آینده کشور را رقم بزند.



