چهار سال از حادثه خونین و جانگداز و فقدان دردناک شهدای کاج میگذرد؛ چهار سالی که یاد و خاطره دانشآموزان و جوانان جانباخته، همچنان در یادها زنده اند، چهار سال از آن صبح تلخ و خونین گذشته، اما برای مادرانی که چشمبهراه فرزندان خویش ماندند، برای پدرانی که جای خالی جگرگوشههایشان را هر روز احساس میکنند و برای دوستانی که چوکی های خالی همکلاسیهایشان را به یاد دارند، زمان نتوانسته است از سنگینی این داغ بکاهد. آنان آمده بودند تا بیاموزند و آیندهای روشنتر برای خود و سرزمینشان بسازند؛ اما تیر تروریسم، بیرحمانه، دفترهایشان را به خون آغشت و رویاهای شان را ناتمام گذاشت.

کاج تنها نام یک کورس آموزشی نیست؛ نام نسلی است که در جستوجوی دانش، آماج گلوله و انفجار قرار گرفت، کاج نام جوانانی است که میتوانستند فرداهای این سرزمین را بسازند، اما خود در میانه راه بی رحمانه و بی گناه پرپر شدند. آن روز، کابل شاهد فاجعهای بود که قلب هر انسان آزادهای را به درد آورد؛ گلهای که باید در باغ دانش میشکفتند، در خون نشستند و پرپر شدند. با این همه، مرگ آنان نتوانست چراغ آرزوهایشان را خاموش کند، زیرا هر کتابی که به دست جوانی باز میشود، هر کلاسی که در آن چراغ دانایی روشن است و هر گامی که برای ساختن آینده برداشته میشود، یادآور رویاهای ناتمام شهدای کاج است.
امروز، در چهارمین سالگرد آن فاجعه خونین، در برابر یاد و خاطره همه شهدای کاج سر فرود میآوریم و با قلبی آکنده از اندوه، یادشان را گرامی میداریم. چهار سال گذشته است، اما زخم کاج هنوز تازه است، هنوز صدای سکوتِ پس از آن حادثه دلخراش در گوشها طنین میاندازد و هنوز جای خالی آن چهرههای جوان در میان ما سنگینی میکند. آنان رفتند، اما فراموش نشدند، یاد شان در حافظه مردمان آزاده این سرزمین باقی است و نامشان در دفتر درد و امید این نسل ثبت خواهد ماند. یاد گلهای پرپر شده کاج گرامی و خاطرهشان جاودان و چراغ دانش و آگاهی که برای آن قدم برداشته بودند، همیشه پر نور و روشن باد.




