شوک سیاسی در استرالیای غربی؛ «ملت واحد» دژ امن حزب کارگر را فتح کرد
پیروزی تاریخی در «سیکرت هاربر» نشان داد که نارضایتی از هزینههای زندگی، بحران مسکن و کمبود خدمات میتواند رأیدهندگان سنتی کارگر را مستقیماً به سوی حزب پالین هنسن سوق دهد.
حزب «ملت واحد» (One Nation) به رهبری پالین هنسن در انتخابات میاندورهای حوزهٔ «سیکرت هاربر» در جنوب پرت، به یک پیروزی تاریخی دست یافته و برای نخستینبار صاحب کرسی در مجلس ایالتی استرالیای غربی شده است.

شبکهٔ ایبیسی اندکی بیش از چهار ساعت پس از آغاز شمارش آرا، لوک هِردگن، نامزد ملت واحد، را برنده اعلام کرد. این کرسی پیش از این در اختیار پل پاپالیا، وزیر باسابقهٔ دولت کارگر، بود که در ماه جولای به دلایل خانوادگی از پارلمان کنارهگیری کرد. پاپالیا از سال ۲۰۰۷ نمایندگی این منطقه و حوزههای پیشین آن را بر عهده داشت و این بخش از جنوب پرت از سال ۱۹۸۹ از پایگاههای سنتی حزب کارگر شمرده میشد.
بر پایهٔ نتایج منتشرشده تا بامداد یکشنبه و پس از شمارش حدود ۷۴٫۵ درصد آرا، هِردگن ۳۹٫۱ درصد آرای نخست را به دست آورده است؛ افزایشی حدود ۳۰٫۶ واحد درصدی در مقایسه با انتخابات ایالتی ۲۰۲۵. در مقابل، سهم جورجیا تری، نامزد کارگر، به ۲۴٫۴ درصد سقوط کرده که ۲۲٫۱ واحد درصد کمتر از نتیجهٔ سال گذشته است. رایان رابرتسن، نامزد لیبرال، نیز با ۱۷٫۳ درصد در جایگاه سوم قرار گرفته است.
در شمارش ترجیحی میان دو نامزد نهایی، ملت واحد با ۵۷ درصد در برابر ۴۳ درصد کارگر پیش است و هِردگن بیش از ۳۶۰۰ رأی برتری دارد. این در حالی است که کارگر همین کرسی را در انتخابات ۲۰۲۵ با برتری ۱۱٫۵ درصدی حفظ کرده بود. “صفحهٔ نتایج ایبیسی” این نتیجه را انتقال کرسی از کارگر به ملت واحد اعلام کرده است.
با این حال، کمیسیون انتخابات استرالیای غربی تأکید کرده است که ارقام شب انتخابات هنوز «راهنمایی» است و شمارش کامل پس از پایان مهلت دریافت آرای پُستی در ساعت ۹ صبح سوم سپتامبر تکمیل میشود. فاصلهٔ موجود چنان بزرگ است که ایبیسی نتیجه را قطعی دانسته، اما اعلام رسمی هنوز باقی است. “اطلاعیهٔ کمیسیون انتخابات استرالیای غربی”
هِردگن پس از اعلام پیروزی گفت رأیدهندگان سیکرت هاربر پیامی فرستادهاند که در سراسر کشور بازتاب خواهد یافت و «دیگر هیچ کرسی امن کارگر وجود ندارد». راجر کوک، نخستوزیر استرالیای غربی، نیز نتیجه را ناامیدکننده خواند و گفت فشارهای اقتصادی بر خانوادهها یکی از درسهای اصلی این کارزار است. “گزارش ایبیسی از نتیجهٔ انتخابات”
چرا ملت واحد پیروز شد؟
نخستین عامل، فشار واقعی هزینههای زندگی و مسکن بر خانوادههای شاغل در حومههای بیرونی پرت است. سیکرت هاربر منطقهای با محلههای نوساز، خانوادههای جوان و شمار زیادی از صاحبان خانههای دارای وام است. افزایش اقساط، کرایه، قیمت مواد خوراکی و سوخت، همراه با احساس عقبماندن خدمات عمومی از رشد جمعیت، زمینهٔ مساعدی برای رأی اعتراضی فراهم کرده است.
کارزار ملت واحد توانست شکایتهای روزمره و محلی ــ از مسکن و زیرساخت گرفته تا جمعآوری زباله ــ را با پیامهای ملی خود دربارهٔ مهاجرت و بیاعتمادی به دو حزب بزرگ پیوند بزند. همهٔ کسانی که به این حزب رأی دادهاند لزوماً با تمام دیدگاههای پالین هنسن موافق نیستند؛ بخشی از این آرا، رأی تنبیهی به دولتی است که به باور رأیدهندگان، یک حوزهٔ «امن» را برای مدت طولانی بدیهی فرض کرده بود.
عامل دوم، فروپاشی وفاداری حزبی در حومههای کارگری است. در گذشته، نارضایتی از کارگر معمولاً به سود لیبرالها تمام میشد؛ اما اینبار آرای هر دو حزب عمده کاهش یافته و ملت واحد جهش کرده است. این الگو نشان میدهد که این حزب دیگر فقط رقیبی در جناح راست و تهدیدی برای لیبرالها نیست؛ بلکه میتواند مستقیماً از پایگاه طبقهٔ کارگر، بهویژه در حوزههای حاشیهای و دارای فشار وام مسکن، رأی بگیرد.
سوم، نبود پل پاپالیا و ضعف کارزار محلی کارگر تأثیرگذار بود. نامزد کارگر در خود حوزه زندگی نمیکرد و در جریان کارزار چند بار نتوانست تصویر یک نمایندهٔ مستقل و مسلط بر مسائل محلی را ارائه کند. در سوی مقابل، هِردگن خود را نه سیاستمداری حرفهای، بلکه صاحب یک کسبوکار محلی و صدای مردم ناراضی معرفی کرد.
چهارم، این انتخابات در خلأ برگزار نشد. ملت واحد در ماههای اخیر از افزایش حمایت در سطح ملی برخوردار بوده و پیروزیهای دیگر آن، اعتماد رأیدهندگان معترض را به امکان انتخاب یک گزینهٔ سوم بیشتر کرده است. سیکرت هاربر نخستین آزمون روشن این بود که آیا موج حمایت از این حزب میتواند از شرق استرالیا عبور کرده و در غرب کشور نیز یک کرسی سنتی کارگر را تصرف کند؛ پاسخ این انتخابات مثبت بود.
چرا حزب کارگر باید این شکست را جدی بگیرد؟
این نتیجه صرفاً از دسترفتن یک کرسی نیست؛ اندازهٔ جابهجایی آرا مهمتر از خود کرسی است. سقوط بیش از ۲۲ واحد درصدی رأی نخست کارگر، آن هم در منطقهای که حزب دههها بر آن تسلط داشت، نشان میدهد پیوند تاریخی میان کارگر و بخشی از خانوادههای شاغل در حومهها سست شده است. وقتی رأی نخست یک حزب از ۴۶٫۵ درصد به حدود ۲۴ درصد میرسد، دیگر نمیتوان نتیجه را تنها با «نوسان معمول انتخابات میاندورهای» توضیح داد.
کارگر همچنین نمیتواند شکست را به کمبود منابع یا سازماندهی نسبت دهد. بر اساس تحلیل ایبیسی، کارزار حزب حدود ۴۰۰ هزار دالر هزینه داشت؛ فعالان آن ۱۹ هزار خانه را در زدند، با حدود هشت هزار رأیدهنده گفتوگو کردند و ۲۱۰ هزار محمولهٔ تبلیغاتی فرستادند. با وجود این بسیج گسترده، پیام حزب نتوانست بر نارضایتی جامعه غلبه کند. “تحلیل ایبیسی دربارهٔ پیامدهای نتیجه“
خطر دیگر، سرایت این الگو به حوزههای مشابه است. محلههای کارگری و روبهرشد در پیرامون پرت، از کوینانا و راکینگهام تا بالدیویس، با همان ترکیب فشار وام مسکن، کمبود خدمات و احساس نادیدهگرفتهشدن روبهرو هستند. بخشی از سیکرت هاربر نیز در حوزهٔ فدرال «کنینگ» قرار دارد؛ بنابراین این نتیجه فقط برای دولت ایالتی راجر کوک هشدار نیست، بلکه برای دولت فدرال آنتونی آلبانیزی و انتخابات ۲۰۲۸ نیز اهمیت دارد.
با این همه، کارگر نباید از این شکست نتیجه بگیرد که راه بازگشت، تقلید از شعارهای ضد مهاجرتی ملت واحد یا قربانیکردن پناهندگان و مهاجران است. چنین رویکردی هم به انسجام اجتماعی آسیب میزند و هم زمین سیاسی را به رقیبی واگذار میکند که همیشه میتواند موضع تندتری بگیرد. پاسخ مؤثر، جداکردن نگرانیهای واقعی مردم دربارهٔ مسکن، زیرساخت و ظرفیت خدمات از مقصرسازی مهاجران است: ساخت سریعتر مسکن، گسترش خدمات درمانی و حملونقل، سرمایهگذاری متناسب با رشد جمعیت و توضیح شفافتر سیاست مهاجرتی.
کارگر همچنین باید زبان برخورد خود با رأیدهندگان ناراضی را تغییر دهد. تقلیل این نارضایتی به «مسمومیت فضای مجازی»، تبلیغات بیرونی یا ناآگاهی رأیدهندگان، همان احساسی را تقویت میکند که ملت واحد از آن تغذیه میکند: این تصور که نخبگان سیاسی مردم را نمیشنوند و به آنان از بالا نگاه میکنند. مخالفت صریح با نژادپرستی و سیاستهای تفرقهافکنانه ضروری است؛ اما این مخالفت باید با شنیدن نگرانیهای اقتصادی و عرضهٔ راهحلهای ملموس همراه باشد.
البته یک انتخابات میاندورهای، بهویژه انتخاباتی که نتیجهاش دولت را تغییر نمیدهد، عیناً قابل تعمیم به انتخابات عمومی نیست. خروج یک نمایندهٔ باسابقه، تمرکز شدید رسانهای و آزادی رأیدهندگان برای فرستادن «پیام اعتراضی» همگی در نتیجه نقش داشتهاند. اما همین ملاحظات نمیتواند ابعاد شکست را پنهان کند.
پیام سیکرت هاربر برای حزب کارگر روشن است: «کرسی امن» تا زمانی امن میماند که رأیدهندگان احساس کنند دیده میشوند. اگر کارگر این شکست را یک استثنای محلی بداند، ملت واحد فرصت خواهد یافت نارضایتی اقتصادی را به یک جابهجایی پایدار سیاسی تبدیل کند. اگر آن را هشدار زودهنگام تلقی کند، هنوز فرصت دارد با بازگشت به مسائل معیشتی، خدمات محلی و ارتباط واقعی با جامعه، بخشی از اعتماد ازدسترفته را بازسازی کند.
