رونمایی کتابهای ناصر نادر در شب شعر و هنر هزارگی؛
شهر سیدنی شامگاهی متفاوت را تجربه کرد؛ شبی که در آن شعر، موسیقی و گفتوگوهای فرهنگی درهم تنید و فضایی سرشار از احساس، اندیشه و هویت را خلق کرد. این برنامه که با محوریت رونمایی از آثار تازه «ناصر نادر» برگزار شد، نهتنها یک رویداد ادبی، بلکه بازتابی از توانایی فرهنگی جامعه دایسپورای هزاره بود.

مراسم با اجرای خانم شبنم صفا آغاز شد. او در ابتدای سخنان خود، ضمن قدردانی از حضور مهمانان، به رسم شناختهشده در رویدادهای عمومی استرالیا، به بومیان این سرزمین ادای احترام کرد. صفا در ادامه، با تأکید بر پیوندهای تاریخی و تجربههای مشترک رنج میان هزارهها و بومیان استرالیا، خاطرنشان ساخت که یادآوری این اشتراکات نهتنها یک مسئولیت اخلاقی، بلکه بخشی از آگاهی جمعی جامعه مهاجر است. او تأکید کرد که احترام متقابل و همکاری با بومیان، باید همواره در دستور کار جامعه هزاره قرار داشته باشد.

در ادامه، خانم زیبا گلزاری، از اعضای «انجمن کاتب هزاره»، به نمایندگی از جامعه هزاره سیدنی، بهطور رسمی از ناصر نادر استقبال نموده و به او خوش آمدید گفت. او در سخنانی کوتاه اما صمیمی، حضور این چهره شناختهشده ادبی را فرصتی مغتنم برای تقویت پیوندهای فرهنگی و ارتقای سطح تعاملات هنری در میان جامعه دانست.


بخش محوری برنامه به گفتوگوی ناصر نادر با رضا ناصری اختصاص داشت؛ گفتوگویی که هرچند از نظر زمانی کوتاه بود، اما از نظر محتوایی، به پرسشهای اساسی درباره شعر هزارگی، چالشهای تولید ادبی و محدودیتهای اجتماعی و سیاسی پرداخت. در این بخش، ناصر نادر با تلفیق پاسخهای تحلیلی و قرائت اشعار خود، کوشیدند تصویری زنده از جهان شعریشان ارائه دهند.

یکی از مهمترین محورهای این گفتوگو، مسئله سانسور و خودسانسوری در بسترهای محدودکننده بود. در پاسخ به پرسشی درباره تجربه مواجهه با فشارهای اجتماعی و سیاسی، آقای نادر با اشاره به روند انتشار آثارش در افغانستان گفت: «این مجموعه قرار بود در داخل افغانستان چاپ شود، اما در مراحل نهایی، اخذ مجوز از اداره فرهنگ طالبان الزامی شد. برای انتقال کتابها از گمرک و ارسال آن به خارج، داشتن این مجوز ضروری بود.» او افزود که پس از بررسی، «بیش از نیمی از محتوای کتابها با خط قرمز مواجه شد» و به ادعای مسئولان طالبان، آثار او «مغایر با ارزشهای انسانی، عنعنات ملی، اسلامی و افغانی» تلقی شده است. به گفته او، واژگان بهکاررفته در اشعار «رکیک یا نامناسب» خوانده شده و مجوز چاپ منوط به اعمال اصلاحات گسترده شده بود.
نادر در ادامه، با موضعی صریح تأکید کرد: «بهعنوان یک انسان آزاده، هرگز خود را سانسور نمیکنم و حاضر نیستم آثارم را در قالب معیارهای تحمیلی طالبانی منتشر کنم.»
در بخش دیگری از مراسم، امکان طرح پرسش از سوی مخاطبان فراهم شد؛ ابتکاری که در اصل برای تقویت تعامل میان شاعر و مخاطب در نظر گرفته شده بود. با این حال، برخی از پرسشها به موضوعاتی حاشیهای و خارج از چارچوب برنامه کشیده شد. از جمله مباحثی چون تقابل میان هزارگی و فارسی، یا نقد فعالیتهای فرهنگی در دایسپورا در چارچوب هویت هزارگی که به باور بسیاری از حاضران، نهتنها همخوانی چندانی با محور اصلی برنامه نداشت، بلکه تا حدی فضای مجلس را از مسیر اصلی خارج نموده و موضوعات بی ربط را به متن آورد.
در کنار بخشهای ادبی و گفتوگومحور، برنامه با اجراهای هنری نیز همراه بود. هاتف حیدری، هنرمند جوان مقیم سیدنی، با اجرای چند قطعه موسیقی هزارگی با دمبوره و همچنین قطعهای با گیتار، فضای مجلس را از حالت رسمی خارج نموده و حالوهوایی گرمتر به آن بخشید. اجرای او با استقبال مخاطبان روبهرو شد و نقش مهمی در ایجاد تنوع در برنامه ایفا کرد.

پس از آن، بخشی با عنوان «شعر جنگی» اجرا شد که هرچند از نظر ساختاری و اجرایی به سطح مطلوب نرسید، اما با ایجاد لحظاتی طنزآمیز، عزل سرایی به شکستن فضای رسمی برنامه کمک کرد و واکنشهای مثبتی از سوی حاضران را برانگیخت.

در ادامه، خانم مهیا پناهی، هنرمند از جامعه دایسپورای ایران، با اجرای قطعاتی با ساز تنبور، یکی از برجستهترین بخشهای هنری برنامه را رقم زد. اجرای او با ظرافت و مهارت همراه بود و توانست کیفیت هنری برنامه را بهطور محسوسی ارتقا دهد و توجه ویژه مخاطبان را جلب کند.

در پایان، عباس نشاط، دیگر هنرمند مقیم سیدنی، با چند اجرای پرانرژی و تأثیرگذار، فضای مجلس را به اوج رساند. او در پایان، با اجرای آهنگ «گاهی اشاره میکرد، گاهی نظاره میکرد»، این شب فرهنگی را به شکلی خاطرهانگیز به پایان برد.

آثار جدید ناصر نادر
ماه قچار؛
مَنِه آغیل مه عطر مُوی تو باشه
دلِم غرقِ کجی ابروی تو باشه
سرِ دنیا نمیزنُم رَی عزیزم
اگه سرمه بلی زانوی تو باشه
این مجموعه شعر که در قالبهای دوبیتی و غزل سروده شده، به استاد صفدرعلی توکلی تقدیم گردیده و با مقدمهای از قنبرعلی تابش همراه است. بنا بر توصیف آقای تابش، مجموعهی شعر «ماه قچار» نه تنها یک اثر ادبی، بلکه متنی ارزشمند از منظر زبانشناسی و گویشی نیز به شمار میرود؛ متنی که بخشی از میراث زبانی هزارگی را در قالبی هنری ثبت و ماندگار ساخته است.
گل بِیری
دَه دل گِیری شدی نُوربَند عاشق
گل بِیری شدی نُوربند عاشق
مَه از قحطیِ الفت دَم مَه بُورَه
تو از سیری شدی نوربند عاشق
این مجموعه شعر، در قالبهای دوبیتی و غزل، به روانشاد استاد سرور سرخوش تقدیم شده و با مقدمهای از محمد شاری همراه است. آقای شاری در مقدمه مینویسد: «شعر نادر از افتادن در دامِ تکرار و جدولِ ضربِ واژگان هزارگی رهیده و به جوهر و روحِ شاعرانه در شعر دست یافته است.»
شَوآو
مَره دِیونه مُونه عطر بدن تو
انارای رسیده از یخن تو
صدای دمبوره صفدر وَری یَه
دَه از مه گامهای آمدن تو
این مجموعه، شامل دوبیتیها و غزلها، با مقدمهای از رضا محمدی همراه است و شاعر آن را به پدرش تقدیم کرده است. به باور آقای محمدی، ناصر نادر از مهمترین و جدیترین شاعرانی است که به هزارگی شعر میسراید و بهنوعی «لشکر یکنفره» برای پاسداری از این گنجینهی زبانی و فرهنگی بهشمار میرود.








