شامگاه هشتم می ۲۰۲۶، محفل فرهنگی باشکوهی در شهر سیدنی برگزار شد که در آن، از ویراست دوم کتاب ارزشمند «تذکرالانقلاب» اثر مرحوم فیض محمدکاتب از مورخین چیره دست کشور رونمایی گردید؛ اثری که با ویرایش، دیباچه و تعلیقات پژوهشی استاد علی امیری بهتازگی به زیور چاپ آراسته شده است. این برنامه با همکاری انجمن کاتب و با حضور جمعی از چهرههای علمی، فرهنگی و علاقهمندان حوزه تاریخ و اندیشه برگزار شد.

گردانندگی برنامه را احمد جاوید، از دانشآموختگان جوان جامعه هزاره سیدنی، با بیانی شیوا و اجرایی صمیمی برعهده داشت. محفل با تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط قاری قادر علیزاده رسماً آغاز شد و فضای معنوی ویژهای به برنامه بخشید.

محمد رها، دانشآموخته فلسفه و ادبیات و از نویسندگان جوان، نخستین سخنران برنامه بود که سخنان خود را در دو بخش ارائه کرد. او در بخش نخست، با بهرهگیری از نظریات جان لاک به نقش «حافظه» در شکلگیری هویت فردی و جمعی پرداخت و توضیح داد که وقتی از کاتب بهعنوان بخشی از حافظه جمعی جامعه یاد میکنیم، در حقیقت از مسئولیتی تاریخی سخن میگوییم که بر دوش نسل امروز قرار دارد.

وی در بخش دوم سخنانش، به دیباچه استاد امیری بر این ویراست اشاره کرد و بحران تاریخی افغانستان را در چارچوب «بیدولتی» تحلیل نمود. او با اشاره به فروپاشیهای مکرر سیاسی در افغانستان، این وضعیت را نتیجه استمرار یک قرارداد اجتماعی منسوخ و غیرانسانی دانست؛ قراردادی که مشروعیت قدرت را نه بر پایه شهروندی، بلکه بر محور جنسیت، خون، مذهب و غلبه/ قدرت تعریف کرده است.
سپس شکوفه طاهری، از وکلای جوان و چهرههای پرتلاش فرهنگی جامعه هزاره در سیدنی، درباره وضعیت تاریخی هزارهها، کوچهای اجباری و سرنوشت پناهجویی آنان در کشورهای دوردست سخن گفت. او با نگاهی تحلیلی، ریشههای تاریخی مهاجرت و آوارگی هزارهها را بررسی کرد و از تجربههای تلخ تبعید و مهاجرت و بازسازی هویت در مهاجرت سخن به میان آورد.

در بخش ادبی برنامه، نرگس رسولی قطعه شعری از قنبر علی تابش از شعرای معاصر کشور را با بیانی دلنشین و احساسی دکلمه کرد که با استقبال گرم حاضران همراه شد و حالوهوایی شاعرانه به محفل بخشید.

در ادامه، استاد علی امیری، ویراستار کتاب، بهعنوان سخنران اصلی برنامه در سخنانی فهرستوار، به اهمیت تاریخی و فکری «تذکرالانقلاب» پرداخت. او ویژگیهای این اثر را در پیوند با وضعیت کنونی افغانستان بررسی کرد و بر ضرورت بازخوانی متون تاریخی برای فهم بحرانهای معاصر تأکید نمود.

وی در قسمت آغازین سخنانش گفت: کتاب «تذکرالانقلاب» پیش از آنکه به چاپ برسد، از روی نسخهٔ خطیاش به زبان روسی ترجمه شد و در سال ۱۹۸۹ در مسکو انتشار یافت. سپس همان ترجمهٔ روسی، مبنای ترجمهٔ انگلیسی قرار گرفت و در سال ۱۹۹۹ در امریکا به چاپ رسید. سرانجام، در سال ۲۰۱۳ برای نخستین بار متن فارسی این اثر را از آرشیف بیرون کشیدیم و منتشر ساختیم.
اینکه اثری هنوز در قالب نسخهٔ خطی، نخست به روسی و سپس از روسی به انگلیسی ترجمه شود، خود نشاندهندهٔ ارزش و اهمیت تاریخی و فکری آن است؛ زیرا هم پژوهشگران روس و هم محققان غربی سالها روی این کتاب کار کردهاند.

آقای امیری در مورد اهمیت و ویژگیهای کتاب ذیل آنرا بصورت فشرده و فهرست وار بیان داشت.
۱. واپسین اثر کاتب
«تذکرالانقلاب» واپسین اثر علامه کاتب است؛ و از همین جهت اهمیت ویژه دارد. کاتب نزدیک به چهل سال در دربار شاهان مختلف افغانستان حضور داشت و از نزدیک با ساختار دولت شاهی، سرکوب، خشونت، سلب مالکیت و بحرانهای سیاسی کشور روبهرو بود. او با آنکه درباری بود، دغدغهٔ قومی و در عین حال دغدغهٔ افغانستان بهعنوان یک کشور را نیز داشت.
از اینرو، این اثر بازتاب آخرین اندیشهها و نگرانیهای اوست؛ دغدغههایی که حتی در روزگار بیماری و واپسین سالهای عمر نیز ذهنش را رها نکرده بود. این کتاب برای نسل جوان اهمیت فراوان دارد، زیرا نشان میدهد کاتب در پایان زندگیاش چگونه میاندیشید و مهمترین نگرانیهای تاریخی و سیاسی او چه بوده است.
کاتب نیمهٔ دوران عبدالرحمنخان وارد دربار شد؛ ده سال پایانی حکومت عبدالرحمن را تجربه کرد، تمام هجده سال سلطنت حبیباللهخان را دید، نزدیک به یک دهه از حکومت امانی را از سر گذراند، سقوط آن نظام و دورهٔ حبیبالله کلکانی را مشاهده کرد و سرانجام تا اوایل سلطنت ظاهرشاه زیست.

طبیعی است انسانی که در میان آشوب، سرکوب، مداخلات خارجی و فقدان دولت زیسته و این بحرانها را با پوست و گوشت خود لمس کرده، سخنان و تجربههای مهمی برای نسلهای بعدی داشته باشد. «تذکرالانقلاب» در حقیقت آخرین روایت چنین انسانی است.
۲. پیوند کتاب با وضعیت امروز
اهمیت دیگر این کتاب، شباهت شگفتانگیز آن با وضعیت معاصر افغانستان است. کاتب از دورانی سخن میگوید که یک حکومت تجددگرا سقوط میکند و بهجای آن نظامی سنتگرا و محدودکننده روی کار میآید؛ مکاتب دخترانه بسته میشود، سرکوب آغاز میگردد، مردم آواره میشوند و روند تخلیه و مهاجرت شکل میگیرد.
این همان چیزی است که افغانستان در سال ۲۰۲۱ نیز تجربه کرد. تنها تفاوت در بازیگران و زمانه است؛ در آن زمان مردم به پیشاور پناه بردند و امروز به کشورهای غربی. آنجا انگلیس نقش داشت و امروز امریکا. اما ماهیت رویداد، همان تکرار تاریخ است.
کاتب این رخدادها را با جزئیات روایت میکند و همین مسئله کتاب را برای زمانهٔ ما بسیار زنده و مرتبط ساخته است. تفاوت ما با کاتب در این است که او کوشیده این بحران را بفهمد و برای دیگران قابل فهم بسازد، اما ما اغلب از مواجهه با آن فرار میکنیم.
هرکس این کتاب را بخواند، از تخلیه و بستهشدن سفارتخانهها گرفته تا مهاجرت و آوارگی، همه را شبیه وضعیت امروز خواهد یافت. گویی گذشته، در آیینهٔ امروز دوباره تکرار شده است.
۳. سبک و زبان کتاب
کاتب در بسیاری از آثارش از استعاره، کنایه و تعابیر محتاطانه استفاده کرده است؛ اما «تذکرالانقلاب» برخلاف دیگر نوشتههای او، زبانی ساده، روان، صریح و بیپرده دارد.
او در این کتاب با هیچیک از شخصیتهای سیاسی از عبدالرحمنخان و حبیباللهخان گرفته تا اماناللهخان و حبیبالله کلکانی تعارف ندارد و دیدگاههایش را آشکارا بیان میکند.
کتاب اگرچه عمدتاً دربارهٔ دوران حبیبالله کلکانی است، اما زمان عبدالرحمن، حبیبالله و امانالله نیز بهصورت فشرده و تحلیلی در آن بازتاب یافته است. از نظر سیاسی، اثر بسیار مهم است؛ زیرا کاتب میکوشد نشان دهد با وجود تفاوتهای ظاهری میان این حکومتها، شیوهٔ حکمرانی و ساختار قدرت در اساس، ماهیتی واحد داشته است.
در واقع، او گذشته را در یک «زمان حال فشرده» روایت میکند؛ وضعیتی که در آن معارف، اداره، قدرت سیاسی و رابطهٔ حکومت با مردم، همگی در قالب تصویری واحد بازنمایی شدهاند.
۴. مسئلهٔ اقوام و جغرافیای هویتی
یکی از مهمترین بخشهای کتاب، ترسیم جغرافیای قومی و هویتی افغانستان است. کاتب نشان میدهد بسیاری از واقعیتهای قومی و سیاسی کشور تا امروز تغییر چندانی نکردهاند.
تمام شعارهایی چون «وحدت ملی» یا «ملت افغانستان» تا زمانی که بر بنیاد سیاست درست و قرارداد سیاسی واقعی شکل نگیرند، در حد شعار باقی میمانند. در دورهای که کاتب روایت میکند، چندین مدعی سلطنت و امارت همزمان وجود داشتند و کشور عملاً به جبهههای متعدد تقسیم شده بود.
اماناللهخان در قندهار، عنایتاللهخان در کابل، نادرخان در جنوب و مشرقی، حبیبالله کلکانی در کابل، غلامنبیخان در شمال و نیروهای مختلف محلی، هرکدام بخشی از قدرت را در اختیار داشتند.
همزمان جبهههای متعددی نیز در جنوب، مشرقی، هزارهجات و ترکستان فعال بود. در هزارهجات نیز چندین شاخهٔ نظامی و مقاومت محلی شکل گرفته بود که با وجود پراکندگی، روابط و هماهنگی نزدیکی با یکدیگر داشتند.
۵. بازتاب مسئلهٔ هویت
کتاب بهگونهای گسترده به مسئلهٔ هویت قومی میپردازد؛ از هزارههای شیعه و سنی گرفته تا تاجیکها، غلزاییها، درانیها و اقوام جنوب و مشرقی.
کاتب نشان میدهد چگونه عبدالرحمنخان با کمک برخی قبایل به قدرت رسید و سپس همان نیروها نیز به حاشیه رانده شدند. در متن کتاب، حتی اسناد مهمی چون «فیصلهٔ جنوبی و مشرقی» بدون تغییر نقل شده است؛ سندی که برای نخستین بار از ضرورت حکومتی سخن میگوید که همهٔ مردم افغانستان آن را بپذیرند، نه اینکه قدرت در انحصار یک خاندان باقی بماند.
۶. هزارهها در روایت کاتب
از آنجا که خود کاتب از هزارههای محمدخواجهٔ غزنی بود، توجه ویژهای به وضعیت هزارهها دارد. او نشان میدهد که با وجود سرکوب، قتلعام، سلب مالکیت و غصب زمینها در دوران عبدالرحمن و حبیبالله، جامعهٔ هزاره همچنان از ظرفیت سیاسی، اقتصادی و نظامی قابل توجهی برخوردار بود.
کاتب به شکل دقیق از مقاومتهای هزارهها، سازماندهی جبهات، توانایی مالی، تجارت و نقش آنان در تحولات سیاسی یاد میکند. او همچنین اختلافات داخلی و گروههایی را که از سر اجبار یا مصلحت با حکومتهای وقت همکاری میکردند، پنهان نمیسازد.
از نگاه کاتب، هزارهها با وجود تمام فشارها، به این جمعبندی رسیده بودند که حمایت از نظام امانی، هرچند ناکارآمد، بهتر از سقوط کامل نظم سیاسی و رویکارآمدن یک وضعیت نامعلوم و بیثبات است.
۷. خلأ دولت و نظم سیاسی
مهمترین ویژگی و پیام روشن کتاب تذکر الانقلاب آن است که نشان میدهد که چرا افغانستان همواره با بحران فقدان دولت و یا با فروپاشیهای سیاسی روبهرو بودهاست؛ رژیمها شکل گرفتهاند، اما دوباره از هم پاشیدهاند. به باور کاتب، مشکل اصلی تنها تغییر حکومتها نیست؛ بلکه نبود یک پلتفرم سیاسی مشترک و نظم ملی است. به همین دلیل، حکومتها شکل میگیرند، اما دوباره فرو میپاشند و جای خود را به بحرانهای تازه میدهند. در حقیقت، خلأ نظم سیاسی سبب میشود که «شبهدولت»ها به وجود آیند؛ ساختارهایی که برای مدتی دوام میآورند، اما سرانجام فرو میریزند. نمونهٔ روشن آن، دولت امانی است که سرانجام بهدست یک راهزن سقوط کرد.
این کتاب در سال ۲۰۱۳ توسط اینجانب، علی امیری، تصحیح و منتشر شد؛ اما آنگونه که شایسته بود حقش ادا نشد، سپس در سال ۲۰۱۹ آقای مکچزنی آن را به زبان انگلیسی ترجمه کرد و در مقدمهٔ خود به ویراست ما نیز اشاره نمود. ایشان همچنین برخی کاستی ها و اشتباهات را یادآور شدند که از این بابت از وی سپاسگزاریم.
بناء اگر امروز ارادهٔ عبور از وضعیت کنونی را داشته باشیم، مطالعهٔ این کتاب میتواند ما را در شناخت ریشههای بحران و یافتن راه برونرفت یاری رساند.
پایانبخش برنامه، نشست پرسش و پاسخ بود که با مدیریت رضا ناصری برگزار شد. در این بخش، شرکتکنندگان پرسشهای خود را مطرح کردند و استاد امیری به آنها پاسخ گفت. محفل در فضایی گرم و صمیمی، با پذیرایی از مهمانان و در نهایت رسما این کتاب توسط آقای علی امیری ویراستار کتاب و شرکت کنندگان رونمایی شد و بدینگونه مراسم به پایان رسید؛ شبی فرهنگی که فراتر از رونمایی یک کتاب، به مجالی برای تأمل درباره حافظه تاریخی، هویت جمعی و آینده افغانستان بدل شد.




