مرگ عارف جعفری کارمند حقوق بشر، میان امواج پی پناهی
عارف جعفری، مسئول بخش اداری و مالی دفتر ساحوی کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان، در دایکندی بود که نزدیک به ده سال سابقه کاری با حقوق بشر داشت وی پس از سقوط دولت افغانستان و افزایش تهدیدات امنیتی، ناچار به ترک کشور شد. او که مدتی را در شهر کویته پاکستان سپری کرده بود، در حالیکه روند پناهندگیاش به آلمان هنوز بهگونه رسمی رد نشده بود، بهدلیل بلاتکلیفی طولانی، محدودیتهای جدید مهاجرتی و فشارهای شدید اقتصادی، تصمیم گرفت مسیر پرخطر مهاجرت غیرقانونی به اروپا را در پیش گیرد. وی همراه با دختر ۱۴ سالهاش، در یکی از این سفرهای خطرناک از ترکیه به سمت یونان، سوار بر قایقهای قاچاقبران انسان شد.

قایق حامل آنهاپس از ساعتها حرکت در تاریکی شب به نزدیکی سواحل یونان رسید. در جریان پیادهشدن مسافران، عارف جعفری بهدلیل وضعیت وخیم جسمی و احتمالاً ضربه مغزی، از حال میرود، در حالیکه سایر مسافران محل را ترک میکنند، دختر نوجوانش، در میان تاریکی و وحشت، تنها در کنار پدر باقی میماند و تلاش میکند با تنفس مصنوعی و فریاد برای کمک، او را نجات دهد. ساعاتی بعد، نیروهای پولیس یونان آنها را یافته و به ساحل منتقل میکنند. عارف جعفری با خونریزی مغزی به یکی از شفاخانههای شهر آتن انتقال مییابد، اما تلاش کادر پزشکی بی نتیجه میماند، متاسفانه پس از ۲۶ روز در حالت کما، جان خود را از دست میدهد.

این حادثه در حالی رخ میدهد که کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان پس از سقوط دولت، در قبال انتقال و تخلیه کارکنان خود عملکردی ضعیف، غیرشفاف و تبعیضآمیز داشته است. انتقادها بهطور مشخص متوجه رهبری این نهاد می شود، در حالیکه امکان تسهیل روند خروج و اسکان امن کارکنان وجود داشته، این روند را بهگونه عادلانه و مسئولانه مدیریت نکردهاند.
حتی احتمال آن میرود که کمکها و فرصتهای انتقال، بیشتر به افرادی اختصاص یافته که روابط نزدیکتری با حلقات بالادستی داشتهاند، در حالیکه شماری از کارکنان متعهد و در معرض خطر، از این روند جا ماندهاند. این وضعیت، بسیاری از افراد مانند عارف جعفری را وادار کرد تا به مسیرهای غیرقانونی و پرخطر پناه ببرند؛ مسیری که در نهایت به بهای جان او تمام شد.
نوشته حاضر، روایت تلخ و تکاندهندهای از سرنوشت غم انگیز یکی از کارکنان پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان است؛ روایتی که در کنار یک فاجعه انسانی، پرسشهای جدی درباره مسئولیتپذیری و عملکرد رهبری این نهاد، مطرح میسازد.
مرگ عارف جعفری، تنها یک حادثه فردی نیست؛ بلکه نمادی از یک شکست بزرگ در حمایت از مدافعان حقوق بشر پس از سقوط نظام پیشین افغانستان است. این رویداد ضرورت بررسی جدی عملکرد نهادهای مسئول و پاسخگویی رهبران آنها را بیش از بیش برجسته میسازد، زیرا بی توجهی، سهل انگاری یا تبعیض در چنین شرایطی می تواند به فاجعه جبران ناپذیر منجر شود فاجعه های که قربانیان آن همان کسانی اند که سالها در راستای تحقق اهداف حقوق بشری و برای دفاع از حقوق دیگران با صداقت کار کرده بود، در نهایت نه در میدان کار، بلکه در مسیر فرار از ناامنی و بیپناهی جان باخت.
