از پناهندگی تا بام جهان؛ ریور احمد با فتح اورست برای زنان و دختران الهام آفرید
سهشنبه ۱۶ جون ۲۰۲۶ منتشر شده در شبکه ABC استرالیا. بازنشر توسط دهمزنگ.
شرایط آبوهوایی هیمالیا تنها در زمانهای محدودی امکان صعود موفق را فراهم میسازد.
خلاصه: ریور احمد، پناهنده افغان ساکن ملبورن، در ماه مه به نخستین زن افغانستانی تبدیل شد که قله اورست را فتح کرده است. او که پس از فرار از افغانستان در سال ۲۰۱۸ دوران دشوار بیخانمانی را نیز تجربه کرده، اکنون در تلاش است ۲۰۰ هزار دلار برای تأسیس یک مدرسه آنلاین برای دختران افغانستان جمعآوری کند؛ دخترانی که طالبان آنان را از حق آموزش محروم کرده است.
ریور احمد، زن ساکن ملبورن، با عبور از میان برف و یخ، خود را به بلندترین نقطه جهان رساند.
عضلاتش از شدت فشار و خستگی درد میکرد و سرمای کوه تا عمق جانش نفوذ کرده بود.
او آنقدر اوج گرفته بود که در هوای بهشدت رقیق ارتفاعات اورست، استفاده از اکسیژن کمکی برای ادامه تنفس ضروری شده بود.
اما با ایستادن بر فراز قله اورست، این پناهنده افغان یکی از دشوارترین چالشهای طبیعی روی زمین را پشت سر گذاشت و به تنها زنی از افغانستان تبدیل شد که تاکنون موفق به فتح بلندترین قله جهان شده است.
داستان او، روایت رؤیایی است که از آرزوی الهامبخشی به زنان و دختران افغانستان سرچشمه میگیرد؛ آن هم در زمانی که زنان افغانستان با سختترین و محدودکنندهترین شرایط چند دهه اخیر روبهرو هستند
اما پیش از فتح اورست، باید از فراز و نشیبهای دشوار زندگی خود عبور میکرد.

هیچ کوهی خیلی بلند نیست
زندگی خانم احمد داستانی از تابآوری است.
او گفت در افغانستان، با وجود اینکه فقط یک کودک بود، قلههای پوشیده از برف را صعود میکرد.
مرگ برادرش بر اثر خودکشی، تنها چند ماه پس از رسیدن خانواده به استرالیا در سال ۲۰۲۲، انگیزه اصلی موفقیت او بود. همچنین دورهای که بیخانمان بود.
این یک مأموریت عمیقاً شخصی بود.
ریور احمد در مصاحبه با ۷۷۴ ABC Melbourne گفت:
تو میتوانی مبارزه را صعود کنی، میتوانی افسردگی را صعود کنی، میتوانی هر چیزی را صعود کنی.
برای یک زن جوان که شاهد ناپدید شدن آزادیها برای زنان با فروپاشی دموکراسی شکننده افغانستان در سال ۲۰۲۱ بود، فتح بلندترین کوه جهان به یک رویا تبدیل شد.
در منطقه زادگاه خانم احمد در غزنی، در جنوب مرکزی افغانستان، طبق گزارش Human Rights Watch، طالبان دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و آموزش برای زنان و دختران را مسدود کرده بودند. محدودیتهای بیشتری نیز بر رفتوآمد، آزادی بیان، فعالیتهای جمعی و کسب درآمد اعمال شده بود. همچنین، سوءمدیریت طالبان عامل کمبود طولانیمدت آب در سراسر این منطقه دانسته میشد.
خانم احمد در سال ۲۰۱۸ افغانستان را ترک کرد و بعداً با خانوادهاش در ملبورن ساکن شد.
هرچند او اکنون از زندگی در استرالیا لذت میبرد، اما گفت که همچنان بار آنچه را که پشت سر گذاشته حمل میکند.
ریور احمد به پیش از عزیمت به نپال در ماه فبروری به شبکه ABC گفت:
در سرزمین من افغانستان، زنان حتی حق ندارند در یک پارک قدم بزنند.»
میخواهم نشان دهم که ما زنان پناهندهٔ افغان، با وجود همه دشواریها، استوار و نیرومند هستیم و میتوانیم فراتر از آنچه بر ما تحمیل شده است، دست به کارهای بزرگ بزنیم.
او امیدوار بود که داستانش به زنان تحت ستم در کشورش افغانسـتان برسد و برای آنها الهامبخش باشد.
سالها برای آمادگی
ریور احمد برای صعود به اورست، هفتهها در ارتفاعات هیمالیا تمرین کرد و ماهها نیز در استرالیا خود را برای این چالش آماده ساخت. او شش روز در هفته ساعت ۴ صبح بیدار میشد، روزانه ۲۶ کیلومتر میدوید، دو ساعت تمرین بدنسازی انجام میداد و ۴۰ دقیقه نیز شنا میکرد.
ما کوههای بزرگ در استرالیا نداریم، بنابراین تمرین … بسیار شدید است.
او همچنین بارها از طریق تماسهای تصویری با تیم راهنمای صعود دیدار میکرد تا درباره مسیر اورست و چگونگی آمادهسازی خود برای این مأموریت دشوار مشورت کند.
اما این پشتکار و اشتیاق یکشبه شکل نگرفته بود؛ بلکه حاصل سالها سختی و مبارزه بود. ریور احمد میگوید در دوران کودکی در افغانستان، هر روز چهار ساعت در راه رفتن به مکتب و بازگشت از آن سپری میشد.
«تمام زندگیام برای رسیدن به آموزش، راه دشوار صعود را پیمودهام؛ و اکنون نیز برای آموزش، بار دیگر در حال صعودم.
ریور احمد علاوه بر آمادگی جسمی و فنی، ناچار بود دهها هزار دلار نیز برای تأمین هزینههای این برنامه فراهم کند.
صعود موفق او به بلندترین نقطهٔ جهان در ۲۱ می، حاصل ماهها تلاش طاقتفرسا و همچنین بهرهمندی از یک پنجرهٔ کوتاه آبوهوایی مناسب بود.
در هیمالیا، شرایط لازم برای صعود به اورست تنها در چند هفتهٔ محدود از سال فراهم میشود و کوچکترین تغییر در وضعیت هوا میتواند برنامهٔ صعود را با شکست مواجه کند.
حتی با وجود فناوریها و تجهیزات پیشرفتهٔ امروزی، بالا رفتن تا ارتفاع نزدیک به ۹ هزار متر همچنان یکی از دشوارترین آزمونهای جسمی و روانی جهان به شمار میرود؛ آزمونی که توان و ارادهٔ باتجربهترین کوهنوردان را نیز به چالش میکشد.
اما اورست تنها یک چالش ورزشی نیست؛ خطر نیز همواره در کمین است. برآوردها نشان میدهد که تاکنون نزدیک به ۳۰۰ نفر در دامنهها و شیبهای این کوه جان باختهاند.
بهمن، سقوط از صخرهها و یخچالها، و مواجهه با شرایط کشندهٔ ارتفاعات بلند، از مهمترین عوامل این مرگها به شمار میروند.
با این همه، چنین خطراتی نتوانست برای مدت طولانی ذهن ریور احمد را درگیر کند.
او گفت:
زنده بودن زیبا است.
در تمام راهِ بالا رفتن از کوه، ذهنم درگیر این بود که چگونه با گذشته و تجربههای زندگیام کنار بیایم و آنها را درک کنم؛ و چگونه بتوانم الهامبخش زنان بیشتری باشم و به مردم بیشتری در سراسر جهان انگیزه بدهم تا برای سلامت جسم و روان خود تلاش کنند.
وقتی بر بلندترین نقطهٔ زمین ایستاد، با مادرش تماس گرفت؛ مادری که تا مدت کوتاهی پیش حتی نام اورست را بهدرستی نمیشناخت.
ریور احمد با لبخند گفت:
مادرم رفت سراغ ChatGPT و پرسید: “بلندترین کوه دنیا کجاست؟
مادرش نزدیک به یک ماه تلاش میکرد او را از این تصمیم منصرف کند و حاضر نبود از این صعود حمایت کند. اما در نهایت دلش نرم شد و رضایت داد.
مادرم انگلیسی بلد نیست، وقتی مدیرمان تماس گرفت … گریه میکرد، خیلی خوشحال بود.
بازگشت به زمین
پس از فتح اورست، سفارت استرالیا در نپال از ریور احمد برای حضور در یک مراسم رسمی استقبال دعوت کرد؛ اقدامی که به گفته او، عمیقاً احساس قدردانی و دلگرمی را در وی برانگیخت.
داستان او بهزودی راه خود را به شبکههای تلویزیونی آمریکا باز کرد و مورد توجه رسانههای بینالمللی قرار گرفت؛ اما احمد میگوید پیش از صعود، رسانههای استرالیایی علاقه چندانی به روایت او نشان نداده بودند.
او در شبکههای اجتماعی نوشت:
اما آن شب در سفارت به من یادآوری کرد که شناختهشدن و قدردانی، تنها یک شکل ندارد و میتواند از راههای مختلف ابراز شود.
احمد در گفتوگو با ABC ملبورن گفت رؤیای بعدیاش راهاندازی یک مکتب آنلاین برای دختران افغانستان است؛ طرحی که برای تحقق آن به ۲۰۰ هزار دلار بودجه نیاز دارد و نام آن را “ریور؛ فراتر از قلهها” گذاشته است.
او گفت:
امروز این مسئولیت بر دوش من است که صدای دختران و زنانی باشم که صدایشان خاموش شده است. جهان نباید آنان را به فراموشی بسپارد.
امروز این مسئولیت بر دوش من است که صدای دختران و زنانی باشم که صدایشان خاموش شده است. جهان نباید آنان را به فراموشی بسپارد.
همان دختر کوچک از یک روستای کوچک، امروز میتواند صدایی بزرگ برای زنان باشد.
