پیش درآمد:
هزاره ها پس از قتل عام توسط عبدالرحمن، ضمن اینکه زمین های شان را از دست داده و پراکنده شدند، شدیدا دچار گسست و پاشیدگی فرهنگی نیز گردیدند. این دوره مردم هزاره را دچار بحران هویت ساخت که تأثیر عمیق اجتماعی و روانی بر مردم گذاشت. پس از سپری شدن آن دوره که منتج به فروپاشی اجتماعی جامعه هزاره گردید، هزاره ها از درون جامعه توسط چهره های رادیکال مذهبی به صورت تدریجی به گروگان مذهب گرفته شدند. طبیعی است که یک جامعه سرکوب شده و فرو ریخته بیشتر دنبال پناه گاه روانی اند، و این وضعیت بحرانی زمینه را برای تسلط چهره های رادیکال مذهبی بیشتر فراهم نمود. این میکانیزم به مرور زمان تقویت شد که در نتیجه تمام خوشی های مردم حرام اعلام شد و آنچه بنام هنر، فرهنگ، رقص یا موسیقی وجود داشت سرکوب شد و آلات موسیقی به آتش کشیده شد. این وضعیت صرفا به محدود شدن هنر و فرهنگ باقی نماند و فرار تر از آن رفت. تشویق مردم به آخرت گرایی، اهمیت ندادن به مال دنیا و اقتصاد، نداشتن دغدغه قدرت و سیاسیت از نتایج دیگر حاکمیت مذهبی در جامعه بوده است. در مجموع، آن وضعیت هم هزاره ها را به انزوای سیاسی نگهداشت و هم فرصت های رشد فرهنگی و اقتصادی را از مردم گرفت. در حالت فعلی نیز شرایط زیاد تغییر نکرده و هزاره ها در داخل افغانستان در حالت و وضعیت خفقان به سر می برند. از یکسو توسط چهره های محافظه کار مذهبی، شرایط برای آنان از درون محدود شده و از سوی دیگر با تبعیض و خشونت های گسترده در سطح کلان مواجه اند که نمی توانند خوشی های خود را علنی جشن بگیرند.
اما از سوی دیگر هزاره های که در کشورهای مختلف جهان مهاجر شده اند، تلاش نموده که چالش مهاجرتی را به فرصت تبدیل کنند. یکی از این فرصت ها همین راه اندازی برنامه های فرهنگی و هنری است. آزادی در جامعه غربی در واقع این فرصت گسترده را برای مردم هزاره فراهم کرده که داشته های فرهنگی و هنری شان را که سال ها سرکوب و به بند کشیده شده به نمایش بگذارند. طبیعی است که این برنامه ها در خیلی موارد ممکن آن محتوای لازم را نداشته باشد و گاهی خلاصه شود در نمایش های خیلی سطحی و اما نباید فراموش کرد که به مرور زمان این ظرفیت ها تقویت شده و محتوای برنامه ها به مرور زمان بهتر خواهد شد.
هرچند این برنامه ها منتقدین شدید هم دارند اما این انتقاد بیشتر ناشی از در خطر افتادن جایگاه سنتی چهره های رادیکال مذهبی اند که صورت می گیرد. راهکار اساسی این است که مردم به مسیر خود به صورت هدفمند ادامه دهند تا این مسیر پیچیده را طی کنند.

پیامد و مفیدیت این برنامه ها برای جامعه هزاره
یکی از نتایج کوتاه مدت و فوری که این برنامه ها دارد، شکل گیری روابط، شناخت و استفاده تجربیات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی همدیگر اند. این امر دستآورد کمی نیست. تجربه نشان داده که مردم در چنین گردهمایی ها از تجربیات همدیگر به صورت گسترده در عرصه تجارتی، اقتصادی، فکری و فرهنگی استفاده کرده اند.
دومین موردی که می تواند از پیامد مثبت آن قلمداد نمود، بروز و به نمایش گذاشتن هنر، فرهنگ و شادی مردم است که سال ها به بند کشیده شده و به یک عقده تاریخی تبدیل شده است. این فرصت می تواند استعدادهای تازه را در عرصه های مختلف هنری مثل شعر، موسیقی، رقص، نقاشی، آوازخوانی، هنر و صنایع دستی به معرفی بگیرد.
سومین نکته ای که حایز اهمیت است، تعامل با جامعه جدید می باشد. این جشن ها در واقع همین زمینه را فراهم کرده است. به عنوان مثال در چنین محافل از سایر مردم و حتی غربی ها دیده شده که با لباس هزاره گی در برنامه اشتراک نموده اند و نسبت به فرهنگ مردم هزاره ابراز علاقه نموده است. این ها حاکی از غنامندی فرهنگی و بار مثبت برنامه هاست.
نکته مهم دیگری که وجود دارد این است که برنامه های هنری و فرهنگی، از جمله جشن فرهنگ هزاره گی، یک نقطه وصل میان نسل فعلی و نسل جدید است. اطفالی که در جامعه جدید بزرگ می شوند، تنها راهی که می تواند آن ها را به گذشته تاریخی و فرهنگی شان وصل نماید همین برنامه هاست.
اسدالله پژمان- آلمان




