چهاردهمین دور برنامه فرهنگی «شبی با بودا»
به یادبود از بیست و چهارمین سال تخریب تندیس های با شکوه و با عظمت صلصال و شمامه در بامیان توسط طالبان در ۲۰۰۱ اتفاق افتاد، چهاردهمین دوره رویداد فرهنگی «شبی با بودا» روز جمعه ۲۲ ماه می (مطابق با ۱ جوزا) به میزبانی خانه فرهنگ و تئاتر استکهلم، برگزار شد،
این برنامه که در سالهای اخیر به یکی از مهمترین گردهماییهای فرهنگی و دادخواهانه مرتبط با میراث تاریخی افغانستان تبدیل شده است، با هدف زنده نگهداشتن حافظه جمعی، محکومیت تروریسم فرهنگی، آگاهیدهی جهانی و دادخواهی بینالمللی برای محاکمه عاملان تخریب میراث فرهنگی افغانستان برگزار گردید.
محور اصلی برنامه امسال با عنوان «تخریب میراث فرهنگی در زمان جنگ: وندالیسم، جنایت جنگی یا نسلکشی؟» بر بررسی ابعاد حقوقی، تاریخی، سیاسی و فرهنگی نابودی آثار تاریخی، بهویژه تخریب مجسمههای بودای بامیان، متمرکز بود؛ رویدادی که در سال ۲۰۰۱ نه تنها بهعنوان نابودی دو اثر باستانی، بلکه بهعنوان حملهای سازمانیافته به هویت تاریخی و فرهنگی افغانستان در حافظه جهانی ثبت شد.
این برنامه در دو بخش اصلی «میزگرد تخصصی» و «اجرای موسیقی» برگزار شد.
در آغاز برنامه، زهرا حسینی، فعال حقوق بشر و مدیر برنامه «شبی با بودا» در استکهلم، گزارشی از پیشینه شکلگیری این رویداد ارائه کرد. به گفته او، «شبی با بودا» چهارده سال پیش توسط فرهنگیان و فعالان مدنی بامیان در سالروز تخریب تندیسهای بودا بنیان گذاشته شد و بهتدریج به بستری بینالمللی برای گفتوگو، دادخواهی و حفظ حافظه تاریخی مردم افغانستان تبدیل گردید. وی تأکید کرد که تندیسهای بودا تنها آثار سنگی نبودند، بلکه بخشی از هویت تاریخی، تنوع فرهنگی و حافظه مشترک مردم افغانستان به شمار میرفتند و تخریب آنها توسط طالبان، ضربهای عمیق بر میراث فرهنگی کشور وارد کرد.

حسینی همچنین با اشاره به وضعیت کنونی افغانستان، محدودیتهای گسترده فرهنگی، ممنوعیت آموزش و کار زنان و دختران و تضعیف نهادهای فرهنگی پس از بازگشت طالبان به قدرت، گفت که در چنین شرایطی حفظ میراث فرهنگی ناملموس افغانستان، از جمله موسیقی، شعر، زبان و روایتهای تاریخی، اهمیتی دوچندان یافته است. به گفته او، برگزاری «شبی با بودا» در تبعید، ادامهای از مقاومت فرهنگی مردم افغانستان در برابر حذف و فراموشی است.
در بخش میزگرد تخصصی، دکتر مارک کلامبرگ، استاد و رئیس گروه حقوق بینالملل دانشگاه استکهلم، به بررسی مفهوم «نسلکشی فرهنگی» پرداخت و توضیح داد که نابودی آثار فرهنگی میتواند بهمثابه نابودی هویت و موجودیت تاریخی یک ملت تلقی شود. وی با اشاره به دیدگاههای رافائل لمکین، ابداعکننده واژه نسلکشی، گفت که تخریب میراث فرهنگی و نابودی فیزیکی انسانها دو روی یک سکهاند و حذف فرهنگ، زبان و آثار تاریخی میتواند زمینه نابودی یک ملت را فراهم سازد.

دکتر عیسی بلومی، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه استکهلم، با نگاهی انتقادی به رویکرد قدرتهای جهانی و سازمانهای بینالمللی در قبال میراث فرهنگی افغانستان پرداخت. او تأکید کرد که بامیان تنها محل قرار گرفتن چند مجسمه تاریخی نیست، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و تداوم تمدنی افغانستان محسوب میشود. وی اظهار داشت که حفاظت از بامیان نباید صرفاً به بازسازی نمادهای فیزیکی محدود گردد، بلکه باید با بازگرداندن کرامت، اختیار و حق روایت تاریخی به مردم افغانستان همراه باشد.
لوتا شولرکوئیست، نویسنده و روزنامهنگار سویدنی، نیز در سخنان خود با اشاره به تخریب گسترده نهادهای فرهنگی در مناطق جنگزده، از اهمیت حفظ آرشیوها، روایتها و حافظه تاریخی ملتها سخن گفت و بر ضرورت همبستگی جهانی برای حفاظت از میراث فرهنگی تأکید کرد.

بخش دوم برنامه با عنوان «سرودههای بقا» به اجرای موسیقی زنده اختصاص داشت؛ بخشی که بهصورت ویژه مورد استقبال گسترده حاضران قرار گرفت و فضای برنامه را از یک نشست صرفاً تحلیلی به تجربهای عاطفی، هنری و انسانی تبدیل کرد. این بخش با محور همبستگی فرهنگی و مقاومت هنری ملتها در برابر جنگ، مهاجرت، افراطگرایی و ویرانی برگزار شد و موسیقی بهعنوان زبان مشترک درد، بقا و امید برجسته گردید.

در این بخش، الهه سرور، خواننده از افغانستان، ماریا سور، خواننده سرشناس موسیقی پاپ از اوکراین، و الین تیلوس، هنرمند سامی از سویدن، اجراهایی مشترک و جداگانه ارائه کردند. حضور این سه هنرمند از سه جغرافیا و فرهنگ متفاوت، نمادی از پیوند ملتهایی بود که جنگ، سرکوب و تبعید را تجربه کردهاند اما همچنان از طریق هنر و موسیقی به مقاومت فرهنگی ادامه میدهند.

اجرای ویژه مشترک این سه هنرمند، که به ابتکار الهه سرور شکل گرفته بود، از برجستهترین بخشهای برنامه به شمار میرفت. در این اجرا، موسیقی به ابزاری برای روایت رنج مردم افغانستان، اوکراین و جوامع بومی سامی تبدیل شد و پیام همبستگی، بقا و پاسداری از فرهنگ را به مخاطبان منتقل کرد. در این بخش، موسیقی نهتنها جنبه هنری، بلکه نقش اعتراضی و حافظهساز داشت و بهعنوان شکلی از مقاومت فرهنگی در برابر حذف هویتها مطرح شد.

برگزارکنندگان برنامه تأکید کردند که «شبی با بودا» پس از سقوط نظام جمهوریت و بازگشت طالبان، ناگزیر در خارج از افغانستان برگزار میشود، اما همچنان تلاش دارد صدای مردم افغانستان و دادخواهی برای حفاظت از میراث فرهنگی این کشور را زنده نگه دارد. این رویداد سالانه اکنون به نمادی از مقاومت فرهنگی، حفظ حافظه تاریخی و اعتراض به نابودی میراث تمدنی افغانستان تبدیل شده است.
