آمار سرشماری ۲۰۲۱ درباره هزارهها چه میگوید؟
در سرشماری سال ۲۰۲۱ استرالیا، در مجموع ۴۱٬۷۶۶ نفر تبار (Ancestry) خود را هزاره و ۴۱٬۶۷۸ نفر زبان مورد استفاده در خانه (Language spoken at home) خود را هزارگی ثبت کردهاند.
نکته مهم اینجاست که در آمارهای تفصیلی اداره آمار استرالیا، بسیاری از دادههای فرهنگی و اجتماعی بر اساس زبان مورد استفاده در خانه دستهبندی میشود، نه بر اساس تبار، کشور محل تولد یا سایر مشخصات. به همین دلیل، ثبت زبان هزارگی اهمیت ویژهای دارد.

همچنان، ۴۱٬۶۷۸ نفری که زبان خود را هزارگی ثبت کردهاند، حدود ۳۲٬۴۰۰ نفر تبار خود را هزاره گفتهاند. همچنین حدود ۹۰۰۰ نفر تبار خود را افغان، ۱٬۸۰۰ نفر استرالیایی، ۱٬۰۰۰ نفر پاکستانی و حدود ۷۰۰ نفر انگلیسی ثبت کردهاند. نکتهی مهم اینجاست که این پراکندگی در تبار نشان دهندهی پراکندگی تبار در بین کسانی است که زبان خود را هزارگی ثبت کردهاند. بخصوص افراد که تبار خود را افغان نوشتهاند، درصد آن بسیار بالا است.

از سوی دیگر، ۱٬۷۱۹ نفر زبان خود را فارسی و تبار خود را هزاره ثبت کردهاند. همچنین ۴٬۹۳۱ نفر نیز زبان خود را دری و تبار خود را هزاره گفتهاند.
از زاویهای دیگر، حدود ۷ هزار نفر نیز زبان خود را فارسی و تبار خود را افغان ثبت کردهاند که به احتمال زیاد بخشی از آنان نیز هزاره هستند؛ یعنی افرادی که تبار خود را افغان و زبان خود را فارسی ثبت کردهاند.
نکتهای که اهمیت اساسی دارد این است که بسیاری از کسانی که تبار خود را هزاره و زبان خود را فارسی یا دری ثبت کردهاند، در بخش بزرگی از آمارهای تفصیلی، جزئیات دیگر، قابل تفکیک از سایر گروهها نیستند. برای نمونه، اطلاعاتی مانند میزان مالکیت خانه، سطح درآمد، اندازه خانواده، میزان تحصیلات، وضعیت اشتغال و دهها شاخص اجتماعی و اقتصادی دیگر، قابل تفکیک نیست و با جمعیت فارسی زبانان و گویندهگان دری قاطی شدهاند. این جزئیات بر اساس زبان دستهبندی میشود. اگر ثبت زبان و تبار یکدست نباشد، این اطلاعات میان گروههای مختلف پراکنده شده و تصویر دقیقی از جامعه هزاره به دست نمیآید.

فارغ از اینکه هر کسی درباره نسبت زبان هزارگی با فارسی و دری چه دیدگاهی دارد، از منظر آماری و منافع عمومی جامعه، بسیار مهم است که در سرشماری، تبار «هزاره» و زبان «هزارگی» ثبت شود. به باور نگارنده، دادههای دقیق و قابل تفکیک، زیربنای پژوهشهای علمی، برنامهریزی اجتماعی و شناخت بهتر جامعه هزاره است. چنین دادههایی این امکان را فراهم میکند که پژوهشگران، نویسندگان، دانشگاهها و نهادهای دولتی بتوانند با استناد به آمار رسمی، وضعیت جامعه هزاره را با دقت بیشتری بررسی کنند. در مورد آن تحقیق کند. این بهترین فرصت برای جامعهی ما است که هدفمند خودشان را در آمار ثبت کنند.
دلیل مهم دیگر، سیاستهای چندفرهنگی استرالیاست. دولتهای ایالتی و فدرال بخشی از برنامهها، خدمات و بودجههای فرهنگی خود را بر اساس دادههای آماری برنامهریزی میکنند. هرچه آمار دقیقتر و منسجمتر باشد، جامعه هزاره نیز برای مطالبه خدمات، برنامههای فرهنگی و منابع مالی، دست بالاتری خواهد داشت.
اینکه نهادهای جامعه تا چه اندازه بتوانند از این ظرفیت استفاده کنند یا با شفافیت و کارآمدی آن را مدیریت نمایند، موضوعی جداگانه است. آن مسئولیت بر عهده خود جامعه و نهادهای آن است. اما نخستین گام، تولید دادههای دقیق و قابل اتکاست؛ و این تنها با ثبت یکپارچه تبار هزاره و زبان هزارگی در سرشماری امکانپذیر خواهد بود.
