بزرگداشت سیویکمین سالگرد شهادت بابه مزاری در سیدنی
همزمان با روز خاکسپاری رهبر شهید بابه مزاری؛ سیویکمین سالگرد شهادت او با حضور چشمگیر شهروندان و چهرههای فرهنگی جامعه هزاره در شهر سیدنی گرامی داشته شد. برنامه با گردانندگی فاطمه حسینی و نرگس رسولی آغاز شده و با تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط قاری عبدالقادر علیزاده، حالوهوایی معنوی به خود گرفت. در ادامه، مقالهای به زبان انگلیسی توسط سمیرا علیزاده درباره شخصیت و اندیشههای مزاری، با تمرکز بر نگاه او به جایگاه زنان، قرائت شد؛ متنی که با پیوند زدن این اندیشهها به وضعیت کنونی زنان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، تلاش داشت شکاف میان آرمان شهید مزاری و واقعیت امروز جامعه افغانستان را برجسته سازد.

مزاری بهمثابه «راهحل» یک بنبست تاریخی
یکی از بخشهای محوری این مراسم، سخنرانی استاد علی امیری بود که با وجود محدودیت زمانی، کوشید تصویری فشرده اما تحلیلی از جایگاه مزاری در تاریخ معاصر افغانستان ارائه دهد. او با اشاره به درگذشت سلطانعلی کشتمند، بهطور گذرا به فرازهایی از تاریخ قدرت در افغانستان پرداخته و سپس کارنامه سیاسی مزاری، بهویژه در بستر مقاومت غرب کابل، را مورد واکاوی قرار داد.
امیری با طرح این گزاره کلیدی که «مزاری نماینده راهحل بنبست سیاسی در افغانستان است»، تأکید کرد که بدیل قابلاعتنایی برای الگوی پیشنهادی او تاکنون شکل نگرفته است و شکل نخواهد گرفت. به باور او، مزاری نهتنها یک رهبر سیاسی، بلکه معمار نوعی آگاهی جمعی بود که هزارهها را به «مردمی عدالتخواه» بدل ساخت؛ مردمی که عدالت را نه صرفاً بهمثابه یک مطالبه، بلکه بهعنوان هویت سیاسی خود بازتعریف کردند.
او در جمعبندی سخنان خود، سه محور اساسی را بهعنوان الزامات کنونی جامعه هزاره مطرح کرد: نخست، ضرورت بازسازی عزتنفس جمعی و افتخار به داشتن آرمان؛ دوم، ارتقای ظرفیت تحمل و پذیرش تکثر دیدگاهها در درون جامعهای که بهگفته او دچار تحول شده است؛ و سوم، توجه جدی به آسیبهای اجتماعی و نیاز به بازسازی یک جامعه زخمخورده.

ضرورت عبور از قدسیسازی
در بخش دیگری از برنامه، استاد عزیزالله شفق با نگاهی دیگر، بر اهمیت بازخوانی انتقادی میراث مزاری تأکید کرد. او تصریح نمود که «تجلیل از مزاری، صرفاً تجلیل از یک فرد نیست، بلکه بزرگداشت مقاومت غرب کابل است»؛ مقاومتی که بهگفته او، در صورت تداوم رویکردهای سطحی و مناسکی، در معرض فراموشی تاریخی قرار خواهد گرفت.
شفق با رد هرگونه قدسیسازی چهرهها افزود: «مزاری نه معصوم است و نه فراتر از نقد.» او بر حقانیت نقد کارنامه مزاری تأکید کرد، اما همزمان هشدار داد که این نقد باید در چارچوب منافع جمعی جامعه سنجیده شود. وی در ادامه، با انتقاد از نحوه برگزاری چنین مراسمهایی، خاطرنشان ساخت که رویدادهای اجتماعی در جامعه هزاره بهتدریج به آیینهایی تکراری و فاقد عمق محتوایی تبدیل شدهاند. به باور او، اگر این روند ادامه یابد، نسلهای آینده پیوند خود را با تاریخ رنج و مقاومت از دست خواهند داد.
او با ذکر نمونهای قابلتأمل، اشاره کرد که بسیاری از جوانان هزاره در غرب، بهدلیل دسترسی به منابع مدرن و چندزبانه، از ایت الله سیستانی تقلید دارند؛ امری که ضرورت تولید محتوای به شیوهی مدرن از جمله وبسایتها و پلتفرمهای انگلیسیزبان برای ثبت و انتقال تجربه تاریخی هزارهها را دوچندان میسازد.

در میان برنامه، اجرای یک قطعه دمبوره توسط هاتف حیدری، فضای مجلس را از سطح گفتار به سطح احساس ارتقا داد. این اجرا، با بازتابی از فرهنگ دمبوره هزارهها، نقش مهمی در پیوند دادن حافظه تاریخی با تجربه عاطفی جمعی ایفا کرد و مورد استقبال حاضران قرار گرفت.

بخش پایانی مراسم به برگزاری یک پنل گفتوگو اختصاص داشت که با گردانندگی ذکی حیدری و با حضور دکتر جاوید نادر و نازنین شریفی برگزار شد. این پنل، بستری برای تبادل دیدگاهها درباره ابعاد مختلف میراث مزاری و وضعیت کنونی جامعه هزاره فراهم آورد؛ هرچند جزئیات مباحث مطرحشده نیازمند بازتاب گستردهتر و دقیقتر در رسانهها است.
با وجود محتوای قابلتأمل و حضور سخنرانان شاخص، برنامه از نظر اجرایی و کیفی به سطحی که انتظار میرفت نرسید. برخی نارساییها در سازماندهی و انسجام برنامه مشهود بود؛ با این حال، مشارکت گسترده مردم با وجود برگزاری دیرهنگام سالگرد، از نقاط قوت برجسته این رویداد به شمار میرود.
